IRANIAN UK . COM صفحه اصليتبادل نظر پرنيانچت رومسفارش آگهيعضويت در سايتتماس با ماجستجوجديدترين مطالبآرشيودسترسی به سایت در ایران

داستان شاهزاده كوچولو - قسمت بيست و چهارم و بيست و پنجم + فايل صوتي
داستان شاهزاده كوچولو - قسمت بيست و چهارم و بيست و پنجم + فايل صوتي

سه‌شنبه 10 نوامبر 2009 - 19 آبان 1388
و حق با او بود. من همیشه عاشق کویر بوده‌ام. آدم بالای توده‌ای شن لغزان می‌نشیند، هیچی نمی‌بیند و هیچی نمی‌شنود اما با وجود این چیزی توی سکوت برق‌برق می‌زند.

نسخه چاپی
ارسال به دوستان
 
 

داستان شاهزاده كوچولو - قسمت بيست و چهارم و بيست و پنجم

۲۴ - هشتمين روزِ خرابي هواپيمام تو كوير بود... (صدا)

۲۴ (صدا)

هشتمين روزِ خرابي هواپيمام تو كوير بود كه، در حال نوشيدنِ آخرين چك‌ّه‌ي ذخيره‌ي آبم به قضيه‌ي پيله‌وره گوش داده بودم. به شهريار كوچولو گفتم:
-خاطرات تو راستي راستي زيباند اما من هنوز از پسِ تعمير هواپيما برنيامده‌ام، يك چكه آب هم ندارم. و راستي كه من هم اگر مي‌توانستم خوش‌خوشك به طرف چشمه‌اي بروم سعادتي احساس مي‌كردم كه نگو!
درآمد كه: -دوستم روباه...
گفتم: -آقا كوچولو، دورِ روباه را قلم بگير!
-واسه چي؟
-واسه اين كه تشنگي كارمان را مي سازد. واسه اين!
از استدلال من چيزي حاليش نشد و در جوابم گفت:
-حتا اگر آدم دَمِ مرگ باشد هم داشتن يك دوست عالي است. من كه از داشتن يك دوستِ روباه خيلي خوشحالم...
به خودم گفتم نمي‌تواند ميزان خطر را تخمين بزند: آخر او هيچ وقت نه تشنه‌اش مي‌شود نه گشنه‌اش. يه ذره آفتاب بسش است...
اما او به من نگاه كرد و در جواب فكرم گفت: -من هم تشنه‌م است... بگرديم يك چاه پيدا كنيم...
از سرِ خستگي حركتي كردم: -اين جوري تو كويرِ برهوت رو هوا پيِ چاه گشتن احمقانه است.
و با وجود اين به راه افتاديم.

پس از ساعت‌ها كه در سكوت راه رفتيم شب شد و ستاره‌ها يكي يكي درآمدند. من كه از زور تشنگي تب كرده بودم انگار آن‌ها را خواب مي‌ديدم. حرف‌هاي شهريار كوچولو تو ذهنم مي‌رقصيد.
ازش پرسيدم: -پس تو هم تشنه‌ات هست، ها؟
اما او به سوآلِ من جواب نداد فقط در نهايت سادگي گفت: -آب ممكن است براي دلِ من هم خوب باشد...
از حرفش چيزي دستگيرم نشد اما ساكت ماندم. مي‌دانستم از او نبايد حرف كشيد.
خسته شده بود. گرفت نشست. من هم كنارش نشستم. پس از مدتي سكوت گفت:
-قشنگيِ ستاره‌ها واسه خاطرِ گلي است كه ما نمي‌بينيمش...
گفتم: -همين طور است
و بدون حرف در مهتاب غرق تماشاي چين و شكن‌هاي شن شدم.
باز گفت: -كوير زيباست.

و حق با او بود. من هميشه عاشق كوير بوده‌ام. آدم بالاي توده‌اي شن لغزان مي‌نشيند، هيچي نمي‌بيند و هيچي نمي‌شنود اما با وجود اين چيزي توي سكوت برق‌برق مي‌زند.
شهريار كوچولو گفت: -چيزي كه كوير را زيبا مي‌كند اين است كه يك جايي يك چاه قايم كرده...
از اين‌كه ناگهان به راز آن درخشش اسرارآميزِ شن پي بردم حيرت‌زده شدم. بچگي‌هام تو خانه‌ي كهنه‌سازي مي‌نشستيم كه معروف بود تو آن گنجي چال كرده‌اند. البته نگفته پيداست كه هيچ وقت كسي آن را پيدا نكرد و شايد حتا اصلا كسي دنبالش نگشت اما فكرش همه‌ي اهل خانه را تردماغ مي‌كرد: «خانه‌ي ما تهِ دلش رازي پنهان كرده بود...»
گفتم: -آره. چه خانه باشد چه ستاره، چه كوير، چيزي كه اسباب زيبايي‌اش مي‌شود نامريي است!
گفت: -خوشحالم كه با روباه من توافق داري.

چون خوابش برده بود بغلش كردم و راه افتادم. دست و دلم مي‌لرزيد.انگار چيز شكستنيِ بسيار گران‌بهايي را روي دست مي‌بردم. حتا به نظرم مي‌آمد كه تو تمام عالم چيزي شكستني‌تر از آن هم به نظر نمي‌رسد. تو روشني مهتاب به آن پيشاني رنگ‌پريده و آن چشم‌هاي بسته و آن طُرّه‌هاي مو كه باد مي‌جنباند نگاه كردم و تو دلم گفتم: «آن چه مي‌بينم صورت ظاهري بيش‌تر نيست. مهم‌ترش را با چشم نمي‌شود ديد...»
باز، چون دهان نيمه‌بازش طرح كم‌رنگِ نيمه‌لبخندي را داشت به خود گفتم: «چيزي كه تو شهريار كوچولوي خوابيده مرا به اين شدت متاثر مي‌كند وفاداري اوست به يك گل: او تصويرِ گل سرخي است كه مثل شعله‌ي چراغي حتا در خوابِ ناز هم كه هست تو وجودش مي‌درخشد...» و آن وقت او را باز هم شكننده‌تر ديدم. حس كردم بايد خيلي مواظبش باشم: به شعله‌ي چراغي مي‌مانست كه يك وزش باد هم مي‌توانست خاموشش كند.
و همان طور در حال راه رفتن بود كه دمدمه‌ي سحر چاه را پيداكردم.

۲۵ - شهريار كوچولو درآمد كه: -آدم‌ها!... (صدا)

۲۵ (صدا)

شهريار كوچولو درآمد كه: -آدم‌ها!... مي‌چپند تو قطارهاي تندرو اما نمي‌دانند دنبال چي مي‌گردند. اين است كه بنامي‌كنند دور خودشان چرخك‌زدن.
و بعد گفت: -اين هم كار نشد...
چاهي كه به‌اش رسيده‌بوديم اصلا به چاه‌هاي كويري نمي‌مانست. چاه كويري يك چاله‌ي ساده است وسط شن‌ها. اين يكي به چاه‌هاي واحه‌اي مي‌مانست اما آن دوروبر واحه‌اي نبود و من فكر كردم دارم خواب مي‌بينم.
گفتم: -عجيب است! قرقره و سطل و تناب، همه‌چيز روبه‌راه است.
خنديد تناب را گرفت و قرقره را به كار انداخت

و قرقره مثل بادنماي كهنه‌اي كه تا مدت‌ها پس از خوابيدنِ باد مي‌نالد به ناله‌درآمد.
گفت: -مي‌شنوي؟ ما داريم اين چاه را از خواب بيدار مي‌كنيم و او دارد براي‌مان آواز مي‌خواند...
دلم نمي‌خواست او تلاش و تقلا كند. بش گفتم: -بدهش به من. براي تو زيادي سنگين است.
سطل را آرام تا طوقه‌ي چاه آوردم بالا و آن‌جا كاملا در تعادل نگهش داشتم. از حاصل كار شاد بودم. خسته و شاد. آواز قرقره را همان‌طور تو گوشم داشتم و تو آب كه هنوز مي‌لرزيد لرزش خورشيد را مي‌ديدم.
گفت: -بده من، كه تشنه‌ي اين آبم.
ومن تازه توانستم بفهمم پي چه چيز مي‌گشته!

سطل را تا لب‌هايش بالا بردم. با چشم‌هاي بسته نوشيد. آبي بود به شيرينيِ عيدي. اين آب به كُلّي چيزي بود سوايِ هرگونه خوردني. زاييده‌ي راه رفتنِ زير ستاره‌ها و سرود قرقره و تقلاي بازوهاي من بود. مثل يك چشم روشني براي دل خوب بود. پسر بچه كه بودم هم، چراغ درخت عيد و موسيقيِ نماز نيمه‌شب عيد كريسمس و لطف لب‌خنده‌ها عيديي را كه بم مي‌دادند درست به همين شكل آن همه جلا و جلوه مي‌بخشيد.
گفت: -مردم سياره‌ي تو ور مي‌دارند پنج هزار تا گل را تو يك گلستان مي‌كارند، و آن يك دانه‌اي را كه پِيَش مي‌گردند آن وسط پيدا نمي‌كنند...
گفتم: -پيدايش نمي‌كنند.
-با وجود اين، چيزي كه پيَش مي‌گردند ممكن است فقط تو يك گل يا تو يك جرعه آب پيدا بشود...
جواب دادم: -گفت‌وگو ندارد.
باز گفت: -گيرم چشمِ سَر كور است، بايد با چشم دل پي‌اش گشت.

من هم سيراب شده بودم. راحت نفس مي‌كشيدم. وقتي آفتاب درمي‌آيد شن به رنگ عسل است. من هم از اين رنگ عسلي لذت مي‌بردم. چرا مي‌بايست در زحمت باشم...
شهريار كوچولو كه باز گرفته بود كنار من نشسته بود با لطف بم گفت: -هِي! قولت قول باشد ها!
-كدام قول؟
-يادت است؟ يك پوزه‌بند براي بَرّه‌ام... آخر من مسئول گلمَم!
طرح‌هاي اوليه‌ام را از جيب درآوردم. نگاه‌شان كرد و خندان‌خندان گفت: -بائوباب‌هات يك خرده شبيه كلم شده.
اي واي! مرا بگو كه آن‌قدر به بائوباب‌هام مي‌نازيدم.
-روباهت... گوش‌هاش بيش‌تر به شاخ مي‌ماند... زيادي درازند!
و باز زد زير خنده.
-آقا كوچولو داري بي‌انصافي مي‌كني. من جز بوآهاي بسته و بوآهاي باز چيزي بلد نبودم بكشم كه.
گفت: -خب، مهم نيست. عوضش بچه‌ها سرشان تو حساب است.
با مداد يك پوزه‌بند كشيدم دادم دستش و با دلِ فشرده گفتم:
-تو خيالاتي به سر داري كه من ازشان بي‌خبرم...
اما جواب مرا نداد. بم گفت: -مي‌داني؟ فردا سالِ به زمين آمدنِ من است.
بعد پس از لحظه‌اي سكوت دوباره گفت: -همين نزديكي‌ها پايين آمدم.
و سرخ شد.

و من از نو بي اين كه بدانم چرا غم عجيبي احساس كردم. با وجود اين سوآلي به ذهنم رسيد: -پس هشت روز پيش، آن روز صبح كه تو تك و تنها هزار ميل دورتر از هر آبادي وسطِ كوير به من برخوردي اتفاقي نبود: داشتي برمي‌گشتي به همان جايي كه پايين‌آمدي...
دوباره سرخ شد
و من با دودلي به دنبال حرفم گفتم:
-شايد به مناسبت همين سال‌گرد؟...
باز سرخ شد. او هيچ وقت به سوآل‌هايي كه ازش مي‌شد جواب نمي‌داد اما وقتي كسي سرخ مي‌شود معنيش اين است كه «بله»، مگر نه؟
به‌اش گفتم: -آخر، من ترسم برداشته...
اما او حرفم را بريد:
-ديگر تو بايد بروي به كارت برسي. بايد بروي سراغ موتورت. من همين‌جا منتظرت مي‌مانم. فردا عصر برگرد...

منتها من خاطر جمع نبودم. به ياد روباه افتادم: اگر آدم گذاشت اهليش كنند بفهمي‌نفهمي خودش را به اين خطر انداخته كه كارش به گريه‌كردن بكشد.



تحصیل در انگلستان
پذیرش از کالج و دانشگاه های انگلستان
www.UkStudyToday.com
دوره های آیلتس و تافل در انگلستان
دوره های فشرده و طولانی مدت
www.UkStudyToday.com
مشاوره تخصصی تحصیل در انگلستان
همه روزه بجز یکشنبه ها
www.UkStudyToday.com
طراحی حرفه ای وب سایت
وب سایتهای تجاری,خبری,شخصی
www.RoyalWebDesigners.com
محل نمایش آگهی شما
20 میلیون بار نمایش ماهیانه
www.IranianUK.com/feedback.php
تبلیغ رایگان کسب وکار خود؟
آگهی رایگان
www.Iranian118.com




 


ديگر مطالب اين بخش
  n  سيگارهاي فرعون ( از سري داستانهاي تن تن و ميلو) - قسمت آخر
  n  سيگارهاي فرعون ( از سري داستانهاي تن تن و ميلو) - قسمت پنجم
  n  سيگارهاي فرعون ( از سري داستانهاي تن تن و ميلو) - قسمت چهارم
  n  سيگارهاي فرعون ( از سري داستانهاي تن تن و ميلو) - قسمت سوم
  n  سيگارهاي فرعون ( از سري داستانهاي تن تن و ميلو) - قسمت دوم
  n  سيگارهاي فرعون ( از سري داستانهاي تن تن و ميلو) - قسمت اول
  n  داستان شاهزاده كوچولو - قسمت بيست و هفتم (بخش آخر) + فايل صوتي
  n  داستان شاهزاده كوچولو - قسمت بيست و ششم + فايل صوتي
  n  داستان شاهزاده كوچولو - قسمت بيست و چهارم و بيست و پنجم + فايل صوتي
  n  داستان شاهزاده كوچولو - قسمت بيست و دوم و بيست و سوم + فايل صوتي
  n  داستان شاهزاده كوچولو - قسمت بيستم و بيست و يكم + فايل صوتي
  n  داستان شاهزاده كوچولو - قسمت هيجدهم و نوزدهم + فايل صوتي
  n  داستان شاهزاده كوچولو - قسمت شانزدهم و هفدهم + فايل صوتي
  n  داستان شاهزاده كوچولو - قسمت پانزدهم + فايل صوتي
  n  داستان شاهزاده كوچولو - قسمت چهاردهم + فايل صوتي
  n  داستان شاهزاده كوچولو - قسمت سيزدهم + فايل صوتي
  n  داستان شاهزاده كوچولو - قسمت دوازدهم + فايل صوتي
  n  داستان شاهزاده كوچولو - قسمت يازدهم + فايل صوتي
  n  داستان شاهزاده كوچولو - قسمت دهم + فايل صوتي
  n  داستان شاهزاده كوچولو - قسمت نهم + فايل صوتي
  n  داستان شاهزاده كوچولو - قسمت هشتم + فايل صوتي
  n  داستان شاهزاده كوچولو - قسمت هفتم + فايل صوتي
  n  داستان شاهزاده كوچولو - قسمت ششم + فايل صوتي
  n  داستان شاهزاده كوچولو - قسمت پنجم + فايل صوتي
  n  داستان شاهزاده كوچولو - قسمت چهارم + فايل صوتي
  n  داستان شاهزاده كوچولو - قسمت سوم+ فايل صوتي
  n  داستان شاهزاده كوچولو - قسمت دوم + فايل صوتي
  n  داستان شاهزاده كوچولو - قسمت اول + فايل صوتي
  n  دانلود كارتون پلنگ صورتي
  n  دانلود برنامه كلاه قرمزي و عيد نوروز در فرنگ - مخصوص كودكان
  n  ژول ورن : در روياهايم سفر خواهم كرد
  n  دانلود كارتون ماجراي تورنسل ( از سري كارتون هاي تن تن )
  n  دانلود تيتراژ سريال زورو
  n  كارتون پينوكيو , يادي از دوران خوش كودكي - ويديو
  n  دانلود كارتون Sleeping Beauty زيباي خفته - به زبان اصلي
  n  دانلود كارتون روي ماه قدم گذاشتيم - دوبله شده فارسي
  n  دانلود فايل صوتي كتاب هري پاتر و سنگ جادو به زبان فارسي
  n  دانلود كارتون سفر به اعماق دريا - دوبله فارسي
  n  سه قدم دورتر شد از مادر
  n  كتاب شازده كوچولو اثر آنتوان دو سنت اگزوپري برگردان احمد شاملو
  n  دانلود كارتون توپ بازي
  n  دانلود فيلم سرت رو بدزد رفيق - فيلم كودكان
  n  يك انيميشن جالب براي آموزش مكان كشورها به كودكان - ويديو
  n  دانلود فيلم در به در ها (2) - براي كودكان
  n  فايل صوتي داستان دزده و مرغ فلفلي
  n  نوار صوتي عليمردان خان -
  n  نوشيدني مناسب براي كودكان در تابستان
  n  كارتون هانسل و گرتل (آنلاين تماشا كنيد)
  n  كارتون بندانگشتي ( آنلاين تماشا كنيد)
  n  كارتون لباسهاي جديد امپراطور(آنلاين تماشا كنيد)
  n  كارتون فندق شكن با دوبله فارسي( آنلاين تماشا كنيد)
  n  دانلود كارتون اتومبيل ها(دوبله به فارسي)
  n  دانلود فيلم الو الو من جوجو ام
  n  دانلودكارتون Bambi بامبي(دوبله شده به فارسي)
  n  دانلود كارتونMagic Pegasus جادوي پگاسوس
  n  دانلود كارتونLady & Tramp II بانو و ولگرد 2
  n  كودكان وارد دنياي BBC مي‌شوند
  n  دانلود فيلم Open Season
  n  مصرف آدامس‌هاي مخدر در مدارس
  n  دانلود كارتون كارگاه گجت ( دوبله به فارسي )
  n  دانلود كارتون درياچه قو (دوبله شده )
  n  دانلود كارتون تام و جري ( تمام قسمت ها )
  n  عشق از زبان بچه هاي 4 تا 8 ساله
  n  دانلود فيلم عروسكي شهر موشها
  n  دانلود فيلم جوجه اردك من با بازي رضا شفيعي جم
  n  دانلود فيلم سمندون
  n  دانلود فيلم گربه هاي آوازه خوان
  n  هري‌پاتر در" تقدس مرگبار" مي‌ميرد ؟!
  n  دانلود كارتون ICE AGE2 عصر يخي 2
  n  دانلود كارتون ICE AGE 1 عصر يخي 1
  n  كودكان هم دچار افسردگي مي‌شوند
  n  دانلود كارتون Dambo دامبو فيل پرنده
  n  دانلود كارتون Toy Story 2 داستان اسباب بازي ها
  n  دانلود كارتون Toy Story 1 داستان اسباب بازي ها
  n  دانلود كارتون زيباي خفته
  n  دانلود كارتون جديد Monste House خانه هيولا
  n  دانلود كارتون جديد Over The Hedge
  n  دانلود كارتون علاءالدين
  n  كارتون جوجه كوچولو ( دانلود)
  n  كارتون دانه سيب ( دانلود)
  n  فيلم يكي بود يكي نبود از ايرج طهماسب ( دانلود)
  n  دانلود فيلم سفر جادويي با بازي اكبر عبدي
  n  بازي با بچه‌ها مساوي است با سلامتي‌!
  n  دانلود كارتون جديد جوجه كوچولو
  n  دانلود كارتون Finding Nemo
  n  كارتون فرار مرغي ( دوبله شده )
  n  كارتون زندگي جديد امپراطور
  n  كارتون آخرين دراكولا ( دوبله شده )
  n  دانلود كارتون Garfield گارفيلد
  n  دانلود كارتون گربه هاي اشرافي
  n  دانلود كارتون هايدي
  n  دانلود كارتون 101 سگ خالدار
  n  دانلود كارتون Shark Tale
  n  دانلود كارتون شير شاه Linon King
  n  دانلود كارتون ديو و دلبر دوبله شده
  n  دانلود كارتون سيندرلا
  n  دانلود كارتون آناستاژيا Anastasia
  n  دانلود كارتون پري دريايي با زير نويس فارسي
  n  دانلود كارتون خانه در خطر Home on the Range
  n  دانلود كارتون شرك 2 Shrek دوبله شده


  HTML CODE:




بخشهاي ديگر سايت



 
امكانات سايت
  عضويت در خبرنامه
:Email
بخشهاي مختلف سايت :
  تعداد بازديدكنندگان
185602548
 

   Copyright 2006 - 2010 © IranianUK.com , All rights reserved.   

محل نمايش آگهي شما







دوره های کوتاه مدت و بلند مدت زبان انگلیسی در مالزی
محل نمايش آگهي شما

محل نمايش آگهي شما

محل نمايش آگهي شما
محل نمايش آگهي شما




اين سايت هيچگونه مسئوليتي را در قبال
آگهي ها نمي پذيرد.

محل نمايش آگهي شما



محل نمايش آگهي شما

محل نمايش آگهي شما




اين سايت هيچگونه مسئوليتي را در قبال
آگهي ها نمي پذيرد.