| |
عشق يك دختر و پسر، دو خواهر را بعد از 25 سال به هم رساند 
دختر و پسري كه به طور اتفاقي با يكديگر آشنا شده و تصميم گرفته بودند با هم ازدواج كنند وقتي مجلس خواستگاري برگزار شد در كمال ناباوري فهميدند با هم دخترخاله و پسرخاله هستند. آشنايي اين دو جوان به ازدواج انجاميد اما عاقبت خوشي نداشت و اختلافات قديمي خانواده هايشان آنها را وادار كرد از يكديگر جدا شوند.
به گزارش خبرنگار ما مدتي قبل دختري به نام فرنوش به جشن عروسي يكي از دوستانش دعوت و در آنجا با پسري به نام سعيد آشنا شد. سعيد از دوستان نزديك داماد بود. پس از پايان مراسم فرنوش و سعيد شماره تماس هايشان را به يكديگر دادند و تصميم گرفتند بيشتر با هم آشنا شوند. علاقه اين دو جوان به يكديگر پس از چند مرتبه تماس تلفني و ملاقات حضوري بيشتر شد و در حالي كه يك ماه از آشنايي شان مي گذشت تصميم گرفتند با هم ازدواج كنند. به اين ترتيب سعيد همراه با پدر و مادرش به خواستگاري رفتند. سعيد در طول مسير لحظات پراسترسي را مي گذراند. او هيچ اطلاعاتي در مورد خانواده فرنوش نداشت و نمي دانست پاسخ خانواده وي چه خواهد بود. سرانجام آنها به خانه پدري فرنوش رسيدند. وقتي در به روي آنها گشوده شد مادر سعيد صحنه عجيبي را ديد؛ زني كه در را باز كرد چهره آشنايي برايش داشت. وقتي او خوب به زني كه به استقبالش آمده بود خيره شد فهميد وي خواهرش است. او در حقيقت همراه پسرش به خواستگاري خواهرزاده خود رفته بود. مادر سعيد به دنبال بروز اختلافات خانوادگي سال ها قبل با خواهرش قهر كرده بود و طي اين سال ها هيچ رابطه يي با او نداشت به همين دليل سعيد و فرنوش نيز هرگز همديگر را نديده بودند و نمي دانستند دخترخاله و پسرخاله هستند. دو خواهر در يك لحظه اختلافات ديرينه را كنار گذاشتند و در حالي كه بيش از 25 سال از قهرشان مي گذشت يكديگر را در آغوش گرفتند و اين ماجرا مراسم خواستگاري را تحت الشعاع خود قرار داد. پس از ساعت ها گفت وگو بين دو خواهر سرانجام مراسم خواستگاري انجام شد و چند ماه بعد نيز با برگزاري مراسمي باشكوه فرنوش و سعيد شروع زندگي مشترك شان را جشن گرفتند.
روز گذشته در شرايطي كه يك سال از ازدواج اين زوج مي گذشت آنها به دادگاه خانواده رفتند تا از يكديگر جدا شوند. فرنوش و سعيد هنگامي كه در برابر قاضي حسن عموزادي رئيس شعبه 268 قرار گرفتند، گفتند به رغم اينكه به يكديگر علاقه دارند حاضر نيستند به زندگي مشترك شان ادامه دهند. سعيد گفت؛ مادران مان سال ها به خاطر اختلافي كهنه از همديگر دور بودند. در اين سال ها هر دو خانواده به خوبي زندگي شان را مي گذراندند و از همديگر بي خبر بودند ولي آشنايي اتفاقي من و فرنوش آنها را به هم رساند. ما فكر مي كرديم گذشت زمان كدورت ها را رفع كرده است اما پس از مدتي دوباره اختلافات قديمي سر باز كرد و هم اكنون مادرهايمان دوباره با هم درگير شده اند. اين كشكمش ها آنقدر وسيع است كه دامنه آن به زندگي من و همسرم نيز كشيده شده است. ما هم براي آنكه وضع به روال سابق برگردد تصميم گرفتيم از هم جدا شويم. سعيد كه مهندس صنايع است، ادامه داد؛ من واقعاً به همسرم علاقه مند هستم. وقتي فهميدم فرنوش دخترخاله ام است علاقه ام نسبت به او دوچندان شد اما اختلافات خانوادگي كار را برايمان سخت كرد. حالا هم براي دور شدن از اين مشكلات تصميم گرفتم به خارج از كشور بروم و آنجا زندگي كنم.
به دنبال اين اظهارات فرنوش نيز گفته هاي همسرش را تاييد كرد و گفت همچنان او را دوست دارد ولي به خاطر مشكلات خانوادگي ادامه زندگي شان مقدور نيست.
در پايان رسيدگي به اين پرونده قاضي عموزادي با صدور حكم طلاق به زندگي پرماجراي اين زوج پايان داد.
| blueberry64 - ايران - تهران |
ای بابا. خوب این که میخواست بره خارج از کشور با زنش میرفت که اینجوری خیلی خوب میشد دیگه. از خانواده هاشونم دور میشدن. آخی دلم سوخت |
پنجشنبه 5 آذر 1388 |
|
| ehsasoeshgh - سو ئد - گوتنبرگ |
اين حرفهاي خاله زنك توي ايران خيلي زياده خدايش توي اروپا خيلي كم هست و كسي كاري به كسي نداره |
پنجشنبه 5 آذر 1388 |
|
| khodekhodeshe - بلژيك - انت ورپ |
يه جورايي هندي ميزنه. |
پنجشنبه 5 آذر 1388 |
|
| pariha - كويت - كويت |
يعني ديگه اين چه نوعش اخه تو قصد خارج رفتن داري خوب باهم بريد از همه چيز دوز ميشد عقل كه نيست جون در عذابه طلاق مسخره اي بود |
پنجشنبه 5 آذر 1388 |
|
| AsaL Barbie - كانادا - ونكوور |
چقدر خول بايد باشن كه واسه اختلافات خونوادگي طلاق گرفتن. من اگه بودم شوهرمو ميبردم يكجاي دور كه كسي نتونه توي زندگيمون فوضولي كنه. توي ايران خاله زنك بازي خيلي زياده. دم فوضولا و حسودا رو بايد از همون اول قيچي كرد |
پنجشنبه 5 آذر 1388 |
|
| habibollah - ایران - تهران |
جفتشون هم دارن زر میزنن.قوز چه ربطی داره به شقیقه؟. همدیگرو دوست داریم ولی بخاطر اختلاف خانوادگی میخواییم جداشیم. بهونه بهتر نبود؟ |
پنجشنبه 5 آذر 1388 |
|
| nokhod har ash - وو - وو |
اونجاي امدروغگو |
پنجشنبه 5 آذر 1388 |
|
| schany - المان - المان |
. ۱- به نظر من این یه بهو نس، آخه مگه میشه دو نفر هم دیگر را دوس داشته باشن ولی به راحتی فقط به خاطره بگو مگو خانواده ترک زندگی کنن !!!!!؟ اصلا باور کردنی نیست. ۲- اینه به قول دوستمون میتونستن هر دو باهم به خارج برن و از شرر این خانواده پر کینه و احمق هم خالص بشن. ۳- یعنی اینقد این دو خواهر احمق بودن که باعث جدا یهٔ این دو جون شدن؟!!!!!!!!. به هر حال از این که فرهنگ ما پر از دخالتهای بیجا هست شاکی نیست، این دخالت هاس که نمیذاره مردم اونجور که دلشون میخواد راهشون را انتخاب کنن، فقط باید به خاطره دیگران زندگی کنن اگه همه خوششون اومد بد ادامه بدن..... ؛ اینم از همون فرهنگی هست که ما ایرانیها بهش افتخار میکنیم...... |
پنجشنبه 5 آذر 1388 |
|
| nazanin-farance - فرانسه - باريس |
khodekhodeshe - بلژيك - انت ورپ: خيلي هندي ميزنه ! خوب گفتي |
پنجشنبه 5 آذر 1388 |
|
| linda.29 - سويس - زوريخ |
khodekhodeshe - بلژيك - انت ورپ گل گفتي |
پنجشنبه 5 آذر 1388 |
|
| pejmanfrance - فرانسه - پاريس |
فيلم هنديش بد تمام شد |
پنجشنبه 5 آذر 1388 |
|
| ukguy4u - بریتانیا - لندن |
خواهران غریب ! |
جمعه 6 آذر 1388 |
|
| sadaf salehi - المان - المان |
حالا اگه طلاق گرفتن ديگه چرا مي خواد بره خارج مرده !!!!!!!!!!!!!!!!! |
جمعه 6 آذر 1388 |
|
| sepideh sepid - انگلستان - لندن |
عسل باربي-كانادا-ونكوور- باهات صدرصد موافقم.. |
جمعه 6 آذر 1388 |
|
| shela - سويس - برن |
عسل جان از كانادا.والله بعضي از خانوادها هستند كه ذاتا فوضول تشريف دارن. هر جاي دنيا بري پيدشون ميشه.اگ هم شده به قيمت از همپاشدگي زندگي شان تمام بشه. |
جمعه 6 آذر 1388 |
|
|
|