پيتزاي واژگون اين غذا از اين جهت كه داراي تمام مواد تشكيل دهنده پيتزاست چنين ناميده ميشود، اما طعم آن از هر پيتزايي كه تا كنون خورده ايد دلچسب تر است.

مواد لازم براي 8 نفر
• نيم كيلو گوشت چرخ شده گوساله • 1 پيمانه پياز خرد شده • 1 پيمانه فلفل دلمه خرد شده • 100 گرم پپروني درشت خرد شده • 450 ميلي ليتر سس پيتزا يا يك قوطي كنسرو سس پيتزا • يك قوطي كنسرو قارچ خرد شده، آب گرفته • 2/1 قاشق چايخوري پودر رازيانه • 2/1 قاشق چايخوري پودر آويشن • 2/1 قاشق چايخوري پودر نعنا • 2 عدد تخم مرغ • 1 پيمانه شير • 1 قاشق سوپخوري روغن مايع • 1 پيمانه آرد • 450 گرم پنير نازك ورقه شده مانند موتزارللا • 4/1 پيمانه پنير پارامسان رنده شده
روش تهيه 1. گوشت، پياز و فلفل را در يك قابلمه بزرگ ريخته، روي با حرارت كم قرار ميدهيم به طوريكه آب بياندازد، سپس آنرا با حرارت متوسط در حدي ميپزيم كه گوشت قهوه اي رنگ و سبزيجات نرم شوند. سپس پپروني، سس پيتزا، قارچ و پودر سبزيجات معطر را مخلوط كرده به مايه گوشت اضافه ميكنيم. درب ظرف را كنار گذاشته، ميگذاريم محتوي قابلمه به جوش بيايد، سپس حرارت را كم ميكنيم و گاهي محتويات ظرف را به هم ميزنيم.
2. در اين بين براي روي پيتزا، در كاسه كوچكي تخم مرغها، شير و روغن را مخلوط كرده و با همزن برقي به مدت 1 دقيقه به هم ميزنيم، آرد را اضافه كرده و به هم زدن ادامه ميدهيم تا مايه يك نواختي حاصل شود.
3. يك ظرف مستطيل شكل پيركس را در اندازه مناسب انتخاب كرده، كف و اطراف آنرا چرب ميكنيم. مايه گوشت را داخل ظرف ريخته، ورقه هاي پنير را روي آن ميچينينم. مايه آرد و تخم مرغ را به طور يكنواخت روي آن ميريزيم تا تمام مواد زير خود را بپوشاند. پنير رنده شده را روي آن ميپاشيم.
4. ظرف را به مدت 25 تا 30 دقيقه در فر 400 درجه فارنهايت (204 درجه سانتيگراد) قرار ميدهيم تا روي آن پف كرده و طلايي شود. بلافاصله پس از تهيه سرو ميكنيم.
| mimik - ايتاليا - رم |
اين ديگر چه غذاي است لطفا ابروي پيتزا را نبريد |
يكشنبه 29 آذر 1388 |
|
| dannni - سوئد - استكهلم |
حمل تحمل . پیغام: -شيوانا استاد معرفت بود.اما بسياري از مردم عادي، از راه هاي دور و نزديک نزد او مي آمدند تا براي مشکلاتشان راه حل ارايه دهد. روزي مردي نزد شيوانا آمد و گفت که از زندگي زناشويي اش راضي نيست و فقط به خاطر مشکلات بعدي جرات و توان جدايي از همسرش را ندارد. -. - مرد از شيوانا پرسيد که آيا اين تحمل اجباري رابطه زناشويي او و همسرش درست است و يا اين که او مي تواند راه حل ديگري براي خلاصي از اين درد جانکاه پيدا کند؟! . -. -در دست مرد قفسي بود که داخل آن دو پرنده کوچک نگهداري مي شدند. شيوانا دست دراز کرد و در قفس را باز کرد و هر دو پرنده را از قفس بيرون آورد و به سمت آسمان پرتاب کرد. يکي از پرنده ها پر کشيد و مانند تيري که از چله کمان رها مي شود در فضا گم شد. اما پرنده دوم در چند قدمي روي زمين فرود آمد و با اشتياق فراوان دوباره به سمت قفس پر کشيد و به زور خودش را از در کوچک قفس داخل آن انداخت! . -. -. |
يكشنبه 29 آذر 1388 |
|
| dannni - سوئد - استكهلم |
. -. قسمت دوم شيوانا//-شيوانا لبخندي زد و هيچ نگفت. مرد درحالي که بابت از دست دادن پرنده اش آزرده شده بود با تلخي گفت:” پرنده اي که پريد و رفت ساکت ترين و زيباترين بود. در حالي که پرنده اي که برگشت بيشتر از همه آواز مي خواند و خودش را به در و ديوار قفس مي زد. هميشه فکر مي کردم اين که آواز غمگين مي خواند بيشتر طالب رفتن است. اما دل غافل که ساکت ترين پرنده مشتاق رفتن بود. اين ديگر چه حکايتي است نمي دانم!” . |
يكشنبه 29 آذر 1388 |
|
| dannni - سوئد - استكهلم |
. . قسمت سوم//-شيوانا لبخندي زد و گفت:” هر دو پرنده چيزي را تحمل مي کردند. آن که رفت دوري از آزادي را تحمل مي کرد و وقتش که رسيد به سمت چيزي پر کشيد که آرزويش را داشت! اما اين دومي که آواز مي خواند و از ميله هاي قفس شکوه داشت خود تحمل کردن را تحمل مي کرد و دوست داشت. او دوباره به قفس بازگشت تا مبادا احساس “تحمل کردن” را از دست بدهد! . -. -مرد نگاهي به شيوانا انداخت و در حالي که به آسمان خيره شده بود گفت:” يعني مي گوييد من شبيه اين پرنده اي هستم که قفس را انتخاب کرد؟!”شيوانا سري تکان داد و گفت:” تو از تحمل براي خود قفسي ساخته اي و در اين قفس شروع کرده اي به آواز و شعر اندوهگين خواندن و از ديگران هم مي خواهي در قفس بودن تو را تحسين و تاييد کنند. حال آنکه بيشتر از همه تو اسير قفس خودت هستي. تو حمال تحمل خود هستي. پرنده اي که بخواهد برود راهش را مي کشد و مي رود و ديگر حتي به قفس فکر نمي کند! تو همه اين سال ها قفس زندگي ات را مي پرستيدي و در عين حال بار سنگين تحمل را نيز حمل مي کردي. به همين سادگي! |
يكشنبه 29 آذر 1388 |
|
| dannni - سوئد - استكهلم |
Doayam Kon Dar in shabha . پیغام: -مرا بسپار در یادت. -. -به وقت بارش باران. -. -نگاهت گر به آن بالاست و در رقص دعا قلبت مثال بید میلرزد دعایم كن ، كه من محتاج محتاجم . ////Hichvaghtttt!!!!!! . پیغام: -هیچ وقت نزار هر رهگذری که رد میشه رو دلت یادگاری بنویسه.چون پاک کردنش خیلی سخته. . ////-یكی قشنگی مزرعه رو میبینه و یكی كثیفی پنجره،این تویی كه تصمیم میگیرى چی ببینی امیدوارم همیشه قشنگ ببینی حتی از پشت پنجره كثیف. |
يكشنبه 29 آذر 1388 |
|
| dannni - سوئد - استكهلم |
كی قشنگی مزرعه رو میبینه و یكی كثیفی پنجره،این تویی كه تصمیم میگیرى چی ببینی امیدوارم همیشه قشنگ ببینی حتی از پشت پنجره كثیف. ->-. ->-. -. -. -. -. -. -. -. -اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره . و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ..... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه . -با این شرایط بگید من چه جوری قشنگ ببینم ؟ مگر این که دلم رو بندازم تو زباله ها و بی خیال بشم. |
يكشنبه 29 آذر 1388 |
|
| khonns - ايران - فارس |
پيتزاي واژگون إإإإإإ |
يكشنبه 29 آذر 1388 |
|
| pokalu - آلمان - دورتموند |
نخوريم واژگون بشيم!! |
يكشنبه 29 آذر 1388 |
|
| مسلمان ایرانی - ایران - شیراز |
پیتزا خیلی دوست دارم چه واژگونش چه غیر واژگوووونش. همه گونه اش رو دوست دارم |
يكشنبه 29 آذر 1388 |
|
| katrina - اسكاتلند - گلاسكو |
پيتزاققط پيتزاي سبزيجات/// dannni-استكهلم-20+20+20+مرسي |
يكشنبه 29 آذر 1388 |
|
| ***mehregan*** - ایران - تهران |
مسلمان ایرانی - ایران - شیراز دیگه چی دوست داری آقا شیکمو؟ پای ثابت صفحه آشپزی! زیاد نخور چاق میشی بهت زن نمی دناااااااااااا |
يكشنبه 29 آذر 1388 |
|
| shiva safapour - ايران - تهران |
سلام به عزيزم ...صبحت بخير باشه و روزه خوبيو شروع كني . هميشه برام عزيزترين ميموني...ايران تهران |
دوشنبه 30 آذر 1388 |
|
| كلاب - ايران - تهران |
ساحل ازرده گفت :اه كه معلوم نشد اه كه من چيستم .موج خراميد وگفت: هستم اگر ميروم گر نروم نيستم . |
دوشنبه 30 آذر 1388 |
|
| wildpiony - هند - بمبیی |
mehregan*** - ایران - تهران چه طور شد؟ فردا بریم تو کشتی؟ |
دوشنبه 30 آذر 1388 |
|
| ***mehregan*** - ایران - تهران |
wildpiony - هند - بمبی سلام عزیزم. طوری نشد! امان از منت کشی ! دیدی که......هم اینجا هم تو اون سایته.....منم که دلرحمممممممممم. دیگه رفتیم تو کشتی |
دوشنبه 30 آذر 1388 |
|
| مسلمان ایرانی - ایران - شيراز |
***mehregan*** - ایران - تهران باشه هر چی دوست داشتم لیست می کنم براتون میگم. حالا مگه میخواید برام درست کنید که دارید می پرسید؟ باشه پس یادداشت کنید ... کباب ترش. تاس کباب. پیتزا. آبگوشت خیلی دوست دارم. خیلی مرسی |
دوشنبه 30 آذر 1388 |
|
| wildpiony - هند - بمبیی |
mehregan*** - ایران - تهران امان از این دل...بدو برو add کن منو تا قاطی نکردما |
سهشنبه 1 دي 1388 |
|
| ***mehregan*** - ایران - تهران |
wildpiony - هند - بمبیی ببین بعضیها نمیذارن کسی دیگه رو اد کنم .میگن فقط تو پیجت باید من باشم. حسودن دیگه |
چهارشنبه 2 دي 1388 |
|
|