IRANIAN UK . COM صفحه اصليتبادل نظر پرنيانچت رومسفارش آگهيعضويت در سايتتماس با ماجستجوجديدترين مطالبآرشيودسترسی به سایت در ایران

مصاحبه ژيلا بني يعقوب با زهرا رهنورد : من و موسوي با جنبش سبز نفس مي كشيم
مصاحبه ژيلا بني يعقوب با زهرا رهنورد : من و موسوي با جنبش سبز نفس مي كشيم

شنبه 26 دسامبر 2009 - 5 دی 1388
من و موسوی وقتی در خانه هم راه می رویم حتی اگر یک نیمچه پله ای هم مقابلمان باشد دست هم را می گیریم یعنی این کار برای ما یک رفتار طبیعی مثل سلام کردن است . ما از زمانی که با هم نامزد شدیم تا الان که نزدیک به 37 یا 38 سال از آن می گذرد ،هیچوقت راهی نبوده که ما دست یکدیگر را نگیریم و در آن گام بگذاریم چه آن مسیر خانه باشد یا بیرون از خانه .

نسخه چاپی
ارسال به دوستان
اشتراك در فيس بوك
 
 

مصاحبه ژيلا بني يعقوب با زهرا رهنورد :
من و موسوي با جنبش سبز نفس مي كشيم

كانون زنان ايراني ؛ژيلا بني يعقوب :چند روز پس از انتخاب زهرا رهنورد ،استاد داشنكده هنرهاي زيبا به عنوان سومين متفكر برتر جهان از سوي مجله معتبر فارين پاليسي ، با اصرار زياد سعي كردم از او وقت مصاحبه بگيرم كه شرطي گذاشت :"فقط مي تواني در باره خودم سوال بپرسي و نه در باره آقاي موسوي . چرا كه من اول رهنورد هستم سپس همسر موسوي ."

من اين شر ط را پذيرفتم اما بارها در ميان مصاحبه سوال ها را به آقاي موسوي كشاندم و او هر بار ياد آوري مي كرد :" فقط در باره خودم حرف مي زنم و نه آقاي موسوي ."

مستقل بودن زني كه حتي براي لحظه اي نمي خواهد در سايه مردي قرار بگيرد كه امروز تبديل به يكي از مشهورترين چهره هاي ايران و جهان شده است ، براي من نيز مثل بسياري از زنان ايران امروز جذاب است اما متاسفانه نتوانستم بر اين وسوسه غلبه كنم كه در باره ميرحسين موسوي هيچ سوالي نپرسم و چندين و چند سوال نيز در باره او مطرح كردم .البته زهرا رهنورد در نهايت فقط به آن دسته از سوالات من در باره همسرش پاسخ داد كه به نوعي به خودش ارتباط پيدا مي كرد.شايد اگر موضوع رنجيدن يك روزنامه نگار زن در ميان نبود همين قدر هم به چنين سوالاتي پاسخ نمي داد.

زهرا رهنورد با آن روسري گلدار تركمني و بلوز جين اش در زير چادر مشكي اما تور دارش ،خيلي زود تبديل به مشهورترين زن ايران در همه انتخابات هاي سي سال گذشته شد.چهره اي كه بارها توسط نشريات داخلي و خارجي بيشتر از همسرش ميرحسين موسوي كانديداي رياست جمهوري ايران مورد توجه قرار گرفت و تبديل به سوژه داغي براي بحث و جدل ميان موافقان و مخالفانش شد.او بارها مورد حمله مخالفان خودش و حتي مخالفان همسرش قرار گرفته است .دليل اين همه تهاجم به او چيست ؟ اين پرسش از جمله پرسش هايي است كه اين بار با او مطرح كردم.

خانم رهنورد شما عناوين مختلفي داريد استاد دانشگاه ،نويسنده ، نقاش ،مجسمه ساز ، هنرمند و روشنفكر و البته همسر آقاي موسوي خودتان كداميك از اين عناوين را ترجيح مي دهيد و دوست داريد با كدام عنوان مورد خطاب قرار بگيريد ؟

من يك نقاش و مجسمه ساز حرفه اي هستم . كارم اصلا همين است اما در كنارش تدريس هم مي كنم و از 18 سالگي تا امروز فعاليت سياسي داشته ام. زياد فرقي نمي كند با چه عنواني خطاب شوم .

مي خواهم بدانم كداميك را ترجيح مي دهيد ؟ا گر قرار باشد بين اين عناوين يكي را انتخاب كنيد؟

ترجيح مي دهم روشنفكر هنرمند خطاب شوم البته اگر روشنفكرها و هنرمندها افتخار دهند و من را جزو خودشان بدانند. دوست دارم همان روشنفكر هنرمند اين كشور و در خدمت ايران عزيزمان باشم . منتها يك عنوان من را نگفتيد آن هم روزنامه نگار بودنم است كه اولين بار در اين عرصه با نشريه خوشه به سردبيري احمد شاملو، فعاليتم را آغاز كردم. من در آنجا نقد هنري مي نوشت م و اولين تكاپوهاي نويسندگي ام از آنجا آغاز شد .پس در نتيجه روزنامه نگارها هم اگر به من افتخار دهند جزو آنها نيز هستم.

شما به تازگي به عنوان سومين متفكر تاثير گذار جهان از سوي مجله معتبر فارين پاليسي انتخاب شديد. قبل از هرچيز مي خواهم بدانم چطور از اين موضوع با خبر شديد؟

يك ماه قبل يك نوشته اي به زبان انگليسي از فارين پاليسي به دست من رسيد كه به من اعلام كرده بودند :"شما جزو چند متفكربرجسته دنيا هستيد. من اين را خيلي جدي نگرفتم و يك تعداد سوال هم بود كه مي بايست جواب بدهم كه راستش من اصلا پاسخي ندادم .. اما بعدا ديدم كه در مطبوعات و رسانه ها به عنوان نفر سوم دنيا از لحاظ انديشه اعلام شده ام.

به نظر خودتان علت اين انتخاب چه بوده است ؟

انتخاب يك مجله علمي كه حتما اين انتخاب با توجه به نظرات خوانندگان و كار شناسانش بوده براي من قابل احترام است . ضمن اينكه بايد اين را بگويم كه در جهان متفكران بزرگي وجود دارند كه من هميشه نزد آنها آموزش ديده ام . و اين متفكران در سطح ايران و جهان و در غرب و شرق عالم هستند . احتمالا آنچه در انتخاب من بيشتر مورد نظر بوده تاثير گذاري من بر سرنوشت برابري زنان و مطالبات حقوق زنان و همچنين حضور زنان و جوانان در عرصه رايي كه نماد دمكراسي بوده است . تاكيد مي كنم كه من هميشه براي احقاق مطالبات زنان تلاش كرده و براي جذب زنان و جوانان براي حضور در انتخابات نيز تلاش كرده ام سومي هم كه همه چيز در پوشش آن معنا مي دهد دغدغه هميشگي من يعني آزادي و دمكراسي بوده است .چه آن موقع كه يك دختر 18 ساله بودم ،چه در محيط خانواده كه همواره ديالوگ هائي در اين زمينه داشتيم چه بعدها كه اين دغدغه بزرگ من شد. دغدغه هائي كه موجب ورود من به جامعه شد آزادي و دمكراسي و عدالت براي انسان ها بود كه فكر مي كردم همه اينها در يك حكومت اسلامي تحقق خواهد يافت اما به تدريج به اين نتيجه رسيدم كه فاز دمكراسي و آزادي تاكنون مغفول مانده است.

فارين پاليسي در گزارش خود يكي از دلايل انتخاب را ،مغز متفكربودن شما براي جنبش سبز ناميده و كسي كه جان تازه اي به كمپين مبارزات آقاي موسوي بخشيد چرا شما را مغز متفكر جنبش سبز ناميد ه ا ند و نه آقاي موسوي را ؟

جواب به اين سوال خيلي سخت است . حتما هم براي كارشان دليل داشته اند و بهتر است اين دليل را از خودشان بپرسيد

مي خواهم نظر شما را بدانم نه نظر فارين پاليسي را ؟

از نظر من مي توانستند خيلي هاي ديگر غير از من را هم به اين عنوان نام ببرند نه تنها موسوي كه اين همه متفكران بزرگ كه در قلمرو جنبش سبز فعاليت مي كنند. چه بخشي از آنها كه اكنون در زندان هستند و اميدوار م زودتر آزاد شوند و چه افرادي كه بيرون هستند . بيش از نيمي از جمعيت كشور ما زنان هستندو بيش از 80 درصد نيز جوانان . شايد به دليل ايفاي نقش من در ايجاد جاذبه هاي فكري و سياسي در كمپين موسوي براي آنها من را برگزيده اند. پس قطعا اين جنبش متفكران زيادي دارد .در جنبش سبز همانطور كه هر فرد يك ستاد بوده است هر فرد نيز يك متفكر است و اين خود يك تئوري است.

خانم رهنورد! پس از انقلاب تقريبا رسم نبود كه همسران شخصيت هاي سياسي در كنار آنها حضور فعالي داشته باشند. شما اين كليشه را در جريان مبارزات انتخاباتي آقاي موسوي شكستيد .هدف تان از اين كار چه بود؟

قبل از هرچيز بايد بگويم من از كليشه در شخصيت و رفتار بيزارم .سپس بايد عرض كنم كه بيش از هرچيز من خانم رهنورد هستم و بعد خانم موسوي. بارها اين را گفته ام و به اين موضوع هم بسيار مصرم كه حضور من در واقع يك حضور مداوم بوده است . فضاي خانوادگي ما قبل از ازدواجم نيز بسيار سياسي بوده و همه جور انديشه از سلطنت طلب گرفته تا مزدكي و چپ و توده اي و اسلامي در ان بوده است . پدر من هم يك آدم مبارزي بوده است .يك استاد دانشگاه جنگ كه به خاطر انديشه هاي سياسي اش رژيم سابق او را از كار اخراج كرد. بنابراين من در چنين فضايي بار آمدم و يك فعال سياسي بودم . بعد از ازدواج هم اين نقش را ادامه دادم . اما اينكه در انتخابات كنار موسوي قرار گرفتم چند دليل داشت . يكي از دلايل اين بود كه درهر مقطعي اگر شرايطي براي من ايجاد شود كه درباره آزادي و دمكراسي صحبت كنم از آن استفاده مي كنم .چه اين امكان در يك مراسم دانشگاهي باشد يا در عرصه انتخابات يا مراسم هنري. اينها از نظر من فرصت است براي بيان غدغه هايم يعني آزادي و دمكراسي وهمچنين برابري حقوق زن و مرد.اما وقتي اقاي خاتمي و موسوي بالاخره به اين نتيجه رسيدند كه موسوي كانديدا شود يكي از دوستان ما كه خيلي شخص معتبري است به موسوي گفته بود كه شما در ارتباط با زنان و جوانان شانس زيادي نداريد اما درميان توده ها ،افراد ي از بدنه مردم و مذهبي ها طرفداراني داريد . من عليرغم اينكه مخالف كانديداتوري موسوي بودم و بسيار ترجيح مي دادم كه آقاي خاتمي بيايد و انهم نه به دليل آنكه موسوي كارائي نداشته باشد بلكه به دليل اينكه من اصولا از موضع قدرت متنفرم. به هرحال من همراه با موسوي وارد عرصه انتخابات شدم. چون فكر مي كردم مي توانم در جذب آراي جوانان و زنان براي او موثر باشم .

چرا دوست نداشتيد آقاي موسوي وارد قدرت شود ؟

من هميشه دوست داشتم و دارم كه در عرصه روشنفكري و هنر و ادبيات به ايران و مردم خدمت كنم. ازدواجم هم همين طور بوده و از نظر خودم با يك روشنفكر و هنرمند ازدواج كردم . هر چند ما هم مثل بسياري از ادمها وبسياري از دانشجويان سياسي بوديم ولي هدف ما اين بود كه يك زندگي فرهنگي و هنري داشته باشيم. اما در روند ماجراها قضيه به اينجا كشيد. بعد از پيروزي انقلاب هم من دلم نمي خواست همسرم نخست وزير باشد و هميشه دوست داشتم من و او يك فعال مدني باشيم و در موضع اتوريته و قدرت قرار نگيريم.

اما شما با شور و نشاط زياد وارد مبارزات انتخاباتي آقاي موسوي شديد كه در تحليل نهايي هدفش به قدرت رساندن آقاي موسوي بود.اين را چگونه توجيه مي كنيد خانم رهنورد؟

رهنوردي كه مخالف اين بود كه موسوي در موضع قدرت قرار بگيرد با مقوله اي مواجه شده كه موسوي به صحنه آمده و حالا كه به صحنه آمده چه خيري براي مردم دارد ؟من در جمع بندي ام مطمئن بودم موسوي براي مردم بسيار مفيد خواهد بود. اما در همين حال رئيس جمهور شدنش با علائق و سليقه هاي من منطبق نبود. پس من خواسته شخصي خودم را قرباني كردم تا مردم سعادتمندتر و آزادتر زندگي كنند.

خودتان را قرباني كرديد ؟ منظورتان را درست نمي فهمم .اگر ممكن است كمي بيشتر در اين باره توضيح بدهيد.

تلقي من اين بود كه خودم را قرباني مي كنم براي اينكه ايران خوشبخت شود .چرا كه ايران را در شرايط خيلي خطرناك و دشواري مي ديدم . در عين حال مي دانستم از نظر فكري مي توانم براي زنان و نسل جوان جذابيت داشته باشم .پس در نتيجه تصميم گرفتم تلاش كنم زنان و جوانان را جذب كنم تا موسوي راي بياورد و به مردم خدمت كند .اما ازهمان وقت هم تصميم گرفتم ازآن به بعد همان روشنفكر و هنرمند سابق بمانم و زندگي فكري و فرهنگي خودم را ادامه دهم. قبلا هم در مصاحبه هائي كه داشتم و از من مي پرسيدند اگر شما بانوي اول ايران شويد چه خواهيد كرد پاسخ مي دادم من همچنان يك روشنفكر هنرمند باقي خواهم ماند و به موسوي هم گفته بودم اگر رييس جمهور شود در عرصه قدرت در كنارش نخواهم بود .او هميشه مي دانست كه من با قرار گرفتن او در موضوع قدرت سخت مخالفم.

پس شما به طور مستقيم از نارضايتي شخصي خود نسبت به رييس جمهور شدن آقاي موسوي با او صحبت مي كرديد ؟

اين حق هميشگي من بوده و هست كه در اين باره مخالف باشم. اين كاراكتر خانوادگي ماست. بچه هاي ما هم همين طور ند و هميشه دوست داشته اند در موضع يك فعال مدني باشند . يك كسي مثل برادرم ،مهندس شاهپور كاظمي يك شخصيت صرفا علمي و تخصصي بوده است و خود م در جاده هاي هنر و ادبيات و سياست افتادم . خواهرهاي ديگرم هم به سراغ هنر و فرهنگ رفتند

خود مهندس موسوي چطور؟ موضع ايشان در برابر اين نظر شما چگونه است ؟

ما به اين توافق رسيديم كه ايشان براي مردم ايران در اين شرايط دشوار مفيدند . چون كار بلدند و من تفكرشان را مي شناسم. هر دو به اين نتيجه رسيديم كه وجود ايشان مفيد است و علاقه هاي شخصي من در اين ميان بايد قرباني شود .

خانم رهنورد !در روزهاي انتخابات عكسي از شما در كنار آقاي موسوي انتشار يافت كه دست در دست هم داشتيد كه خيلي معروف شد و به ويژه مورد توجه جوانان قرار گرفت خبر داغي شد كه هنوز هم درباره اش صحبت مي شود. اين عكس كليشه هاي رايج را شكست و اظهار نظرهاي مختلفي را برانگيخت . من يكي از اين نظرات را كه متعلق به يك جوان است يادداشت كرده ام كه مي تواند عصاره اي از مجموعه نظراتي باشد كه جوانان در سايتها و وبلاگ هايشان در اين باره نوشتند . اين نظر را مي گويم :" اين عكس راوي بزرگترين اتفاق در سه دهه اخير سياست ايران است ، صحنه اي كه در آن عشق به رسميت شناخته مي شود." به نظرتان چرا اين تصوير اين همه مورد توجه قرار مي گيرد ؟

روابط و مناسبات عاشقانه و صميمانه زن و شوهر هميشه در يك نظام سنتي و بسته يك مقوله راز آميز ، پنهاني و حتي مطرود بوده است .به طوري كه شما مي دانيد دراين نظام ها مرد به جاي اينكه نام همسرش را صدا كند نام پسرش را صدا مي كند يا نام منزل بر او مي گذارد . يعني اينكه روابط عاشقانه زن و شوهر در چنين جوامعي يك محيط ممنوعه است كه نمي توان در آن قدم گذاشت. اما مگر اين محيط ممنوعه يك محيط جنسي است كه نبايد در آن قدم گذاشت؟ سوال من اين است كه چطور در اين نظام ها همه چيز در حوزه مناسبات جنسي ديده مي شود ؟اين روابط صميمانه زن و شوهر يك مناسبات سازنده است . اصلا ببينيد خداوند چه ارجي براي زوجيت قائل است ارجي كه خداوند در آن حوزه هاي جنسيتي را ذكر نمي كند ودر قران كريم مي فرمايد زن و شوهر براي هم مثل لباس مي مانند يا اينكه مي گويد در كنار هم آرامش بيابيد يا مي گويد در بين شما مودت و رحمت را قرارداده ام . اين واژگاني است كه قران به صراحت به زبان آورده است . در اين نظام هاي سنتي آنقدر روابط زن و مرد ممنوع شده كه يك دست گرفتن ساده زن و شوهر تبديل به نمادي مي شود كه در سراسر جهان غوغائي مي كند. در حاليكه واقعيت امر روانشناختي و جامعه شناختي اش همان است كه من عرض كردم . اينجا بايد اين را هم بگويم كه اگر من و موسوي حتي در حياط خانه مان هم بخواهيم راه برويم دست يكديگر را مي گيريم.در زندگي من هرگز كليشه حاكم نبوده است.

من و موسوي وقتي در خانه هم راه مي رويم حتي اگر يك نيمچه پله اي هم مقابلمان باشد دست هم را مي گيريم يعني اين كار براي ما يك رفتار طبيعي مثل سلام كردن است . ما از زماني كه با هم نامزد شديم تا الان كه نزديك به 37 يا 38 سال از آن مي گذرد ،هيچوقت راهي نبوده كه ما دست يكديگر را نگيريم و در آن گام بگذاريم چه آن مسير خانه باشد يا بيرون از خانه . استقبال مردم از رفتار طبيعي و ساده ما به روانشناسي جامعه اي باز مي گردد كه پر از تابو است . جامعه اي كه در آن بي خود آن را سرشار از تابو و تحريم كرده ايم . در اين جامعه هر اقدامي مي تواند يا ريا باشد يا معناي جنسي داشته باشد و من از هر دوي آنها متنفرم و هميشه با آن مبارزه كرده و از اين به بعد هم مبارزه مي كنم.

يعني مي خواهيد بگوييد آن تصوير يك ژست انتخاباتي و تبليغاتي نبود ؟

نه! اصلا چرا تبليغاتي؟ اقداماتي كه ما در مبارزات انتخاباتي رياست جمهوري مي كرديم بيش از اينكه انگيزه هاي تبليغاتي داشته باشد بيشتر براي اين بود كه خدمتي به مردم ايران بشود. اما دست در دست هم قدم زدن ،حضور داشتن و راه رفتن عادت ما بود و هست.

مجله فارين پاليسي در گزارش انتخاب شما به عنوان سومين متفكر برتر جهان به مناظره آقاي موسوي و احمدي نژاد اشاره كرده و اينكه در انجا اقاي احمدي نژاد شما را مورد حمله قرار داد و پاسخي كه شما به او داديد تبديل به يك نقطه عطف در مبارزات آقاي موسوي و كمپين انتخاباتي ايشان شد. اولا مي خواهم بدانم آيا شما مستقيم آن مناظره را مي ديديد ؟ ثانيا درهمان لحظه كه مناظره را مي ديديد ، رفتار و حرف هاي آقاي احمدي نژاد چه تاثيري بر شما گذاشت ؟

من آن مناظره را مستقيم مي ديدم و از اول تا آخر در آن مناظره شاهد رفتار غير اخلاقي بودم . اخلاق انساني در آن رعايت نمي شد و دائما به افرادي كه نبودند توهين مي شد، مورد اينكه اقاي احمدي نژاد اهانت به من را وسيله اي براي كوبيدن آقاي موسوي قرار داد من بسيار تعجب كردم. چون تكنيك ايشان حتي براي جذب راي هم اصلا تكنيك درستي نبود. آقاي احمدي نژاد كه خودش يك فرد دانشگاهي است حتما روندهاي دانشگاهي را مي شناسد .ايشان تحصيلات ده ساله من در علوم سياسي را زير سوال برد و اين براي همه استادان علوم سياسي كه من آن ده سال را نزد آنها شاگردي كردم مثل آقايان الهي ، كاظمي ،طاهري فقوام ، صلاحي ، ازغندي و طباطبائي وساير افراد در حوزه علوم سياسي قطعا خنده دار بوده است . من احساس كردم عده اي شتاب زده اطلاعات غلطي را به آقاي احمدي نژاد داده اند و او هم سعي مي كند از آن اطلاعات براي كوبيدن رقيبش استفاده كند . در حاليكه آن اطلاعات ، اطلاعاتي كاملا اشتباه بود .ضمن اينكه من در دو رشته درس خوانده ام. در دانشگاه تهران نقاشي – مجسمه سازي و پژوهش هنر خوانده ام و در دانشگاه آزاد علوم سياسي . و تنها زني هستم كه در ايران به مرحله فول پرفسوري در رشته هنر رسيده است و هرگزهم از تحصيلات علوم سياسي ام كه ده سال هم طول كشيد استفاده خاصي جز اينكه سوادم را زياد كند ، نبرده ام. من به دليل اينكه در ذهن خودم سوال هاي زيادي نسبت به سياست داشتم، اين رشته را خواندم چون به طور جدي درباره تئوري هاي سياسي خودم صاحب مساله شده بودم و مي خواستم با رشد و پيچيدگي سواد و اطلاعاتم به دغدغه هاي بزرگ و شخصي ام پاسخ دهم . براي ورود به اين رشته دو بار كنكور دادم يك بار رد و بار ديگر قبول شدم. چون من اصولا آدم درسخواني هستم و هميشه مشغول درس خواندن و كنكور دادن بوده ام. بنابر اين از دوره ليسانس تا دوره دكترا را دوباره خواندم .

يعني كتابهاي رشته علوم سياسي را از ليسانس تا دكترا خوانديد يا در كلا س ها هم شركت مي كرديد و واحدهاي تمام اين مقاطع را هم گذرانديد ؟

خير- طبق قوانين جديد مي توانيد با هرليسانسي در دوره فوق ليسانس رشته ديگر شركت كنيد. اما در آن زمان اين گونه نبود. يعني فوق ليسانس من هيچ ربطي با علوم سياسي نداشت و من دوباره 30 واحد در دوره ليسانس گذراندم عنوانش هم بود واحدهاي مغاير. يعني اگر كسي ليسانس اش با فوق ليسانسش فرق داشت بايد اين دوره ها را مي گذراند و بعد فوق ليسانس و دكترا را گذراندم كه مجموعا ده سال طول كشيد. اقاي احمدي نژاد اينها را زير سوال بردند . اين براي خود آقاي احمدي نژاد خيلي بد شد ومن براي ايشان هم ناراحت شدم. اما به عنوان زني كه بايد از خودم دفاع مي كردم و حقيقت را بر ملا مي كردم مصاحبه كردم و گفتم اين دروغ است و من شكايت مي كنم

سوال مشخص من اين بود كه در آن لحظه كه حرفهاي آقاي احمدي نژاد را شنيديد ،چه احساسي پيدا كرديد؟ شما گفتيد كه تعجب كرديد. فقط تعجب كرديد يا خشمگين هم شديد ؟

همانطور كه گفتم تعجب كردم چون به هر حال ايشان يك آدم دانشگاهي است و يك آدم دانشگاهي اطلاعاتي به اين غلطي را اعلام نمي كند . همين طور ايشان گفتند چطورمن با مدرك علوم سياسي در دانشگاه هنر حضور دارم و تدريس مي كنم در حاليكه مدرك علوم سياسي من هرگز ربطي به دانشگاه هنر نداشته و از آن استفاده نكرده ام.

يكي از جمله هاي آقاي موسوي در پاسخ به حمله هاي آقاي احمدي نژاد به شما اين بود كه خانم رهنورد روشنفكرترين زن ايران است .آيا خودش و شما از اين پاسخ راضي بوديد؟

آقاي موسوي گفت كه روشنفكرترين زن ايران منم. همين جا مي خواهم ازهمه زن ها عذر خواهي كنم و بگويم همه از من روشنفكر ترند واين شايد احساس عاشقانه همسري نسبت به همسر خودش بوده است. همه مي دانيم زنان ايراني منحصر به فرد هستند و من شاگرد همه آنان هستم

آيا هيجان آن جلسه موجب شد آقاي موسوي چنين جمله اي را در باره شما بگويند ؟

بله! شايد مي خواست بگويد يكي از روشنفكر ترين زنان كشور يا شايد هم اعتقادش به من يك كمي زيادي باشد .

( با خنده ) موسوي به من خيلي اعتماد و اعتقاد دارد و البته من هم همين گونه هستم و به او اعتقاد دارم .پس اين به آن در!

بعد از مناظره كه آقاي موسوي را ديديد نخستين جمله اي كه ايشان درباره بحثها و اتهاماتي كه آقاي احمدي نژاد به شما وارد كردند به شما گفتند ،چه بود ؟و چه احساسي درباره آن داشتند ؟

آقاي موسوي به عنوان يك مرد ايراني كه به همسرش علاقه دارد به طور طبيعي در اين باره خيلي ناراحت شده بود . من فكر مي كنم هر مرد ايراني نسبت به همسرش متعهد است كه از او حمايت كند . موسوي علاوه بر مرد ايراني يك مرد آذري هم هست و خب حساسيت زيادي در اين باره دارد .البته خيلي خوشحال بود كه توانسته پاسخ مناسبي به ايشان بدهد

يعني از اينكه گفته بود شما روشنفكرترين زن ايران هستيد راضي بود؟

(با خنده )خودش كه خيلي راضي بود . البته من گفتم چرا گفتي من روشنفكرترين زن ايراني ام و خودت مي داني من شاگرد همه زنان ايراني ام كه او گفت من باورم اين گونه است .البته بعدا نيروهاي واپس گرا نسبت به دفاع موسوي از من خيلي حساسيت نشان دادند.

البته افرادي از گروههاي ديگر نيز هم نسبت به دفاع آقاي موسوي حساسيت نشان دادند ؟

تا آنجا كه من مي دانم خانم هائي در خارج يا داخل كشور اگر ناراحت شده اند مشكل شان بيشتر به همان "ترين" باز مي گردد. يعني همان واژه روشنفكر ترين و من به آقاي موسوي هم گفتم كه زنان ما چه در داخل و خارج روشنفكرترين ها هستند و من به آنها ايمان دارم و هميشه از زنان ايراني چه در داخل چه در خارج الهام گرفته ام و من بابت واژه اي كه آقاي موسوي در باره من استفاده كرد از همه زنان روشنفكر ايراني پوزش مي خواهم.

كساني هم واژه هاي آقاي موسوي را در باره شما در چارچوب روان شناسي مردي كه عاشق همسرش است ،قرار دادند.شما با اين تحليل موافقيد؟يعني آيا آقاي موسوي به خاطر علاقه خيلي زيادش به شما از واژه روشنفكرترين در باره تان استفاده كرد؟

كلام آقاي موسوي يك حرف نمادين بود.شايد مرا نمونه اي از همه زنان ايراني تلقي كرد.چون او احترام زيادي براي زنان قائل است. اما اگر اين توضيح هم براي كساني قابل پذيرش نيست ،من از همه خواهش مي كنم اين واژه موسوي را به حساب اين بگذارند كه هيچ مرد شريفي حاضر نيست تهاجم نسبت به همسرش را بپذيرد .بنابراين شايد تحليلي كه شما به آن اشاره كرديد نيز درست باشد كه واژه هاي آقاي موسوي را بايد در عرصه روانشناختي يك مرد ايراني نسبت به همسرش بررسي كرد و گرنه همه زنان ايران" ترين "هستند. روشنفكر ترين و برترين آنها هستند و من به آنها اعتقاد دارم.به هرحال من دوباره در اين باره از زنان ايراني پوزش مي خواهم

خانم رهنورد!اين چندمين بار است كه در اين مصاحبه در اين باره از زنان پوزش مي خواهيد .شايد برداشت شما از سوال هاي من در اين باره چندان درست نبوده است.من نگفتم زنان ايراني از دفاع پرشور آقاي موسوي از شما ناراحت شده اند.حتي مي خواهم بگويم بسياري از زنان پس از دفاع ايشان نوشتند و گفتند كه خوشحاليم آقاي موسوي دفاع محكمي از خانم رهنورد انجام داده و حق مطلب را در باره همسرش ادا كرده است.اغلب حساسيت هاي منفي از سوي نيروهاي حامي دولت نهم و حتي برخي از گروههاي فشار صورت گرفت و كساني هم به با استناد به عصبانيت جناح هاي رقيب در اين خصوص گفتند :خب معلوم است كه موسوي خوب به هدف زده است.شما اين طور فكر نمي كنيد؟

در هرصورت و با وجود همه اين حرفها كه بسياري اش را نيز خودم شنيده و يا خوانده بودم دوباره مي خواهم بگويم زنان ما هركجا كه باشند چه در داخل زندان چه در خارج زندان ،چه داخل كشور چه خارج از كشور در هر موقعيت و سن و طبقه از نظر من برترين هستند ،بويژه در قلمرو آزادي و برابري خواهي كه ارمان هميشگي ما زنان بوده است .نه فقط هر فرد يك ستاد كه به نظر من هر زن يك روشنفكر است .البته اغلب زنان و مردان ايراني روشنفكر و ازادي خواه هستند .

خانم رهنورد !كتاب هاي زيادي قبل و اوايل انقلاب از شما چاپ شد كه از نظر بسياري از متفكران در زمان خودش تاثير گذار و پر تيراژ بود. اين كتاب ها الان كجاست و چرا تجديد چاپ نشده و چرا آن روند تاليفات ادامه نيافته است ؟

من هميشه از سوي جريانهائي كه من نام آنها را جريان هاي واپس گرا مي گذارم كوبيده شده ام. كتابهاي من بعد از انقلاب هرگز اجازه چاپ پيدا نكرد. چون خودم آدم محبوبي براي آدم هاي واپس گرا نبودم و نيستم به طور طبيعي كتابهايم هم براي آنها قابل تحمل نيست .جز يك كتاب از من به نام سفر به ديار زنان بت (سفرنامه هند ) كه در سال 67 چاپ شده ، هيچ يك از كتاب هاي من پس از انقلاب تجديد چاپ نشده است.

از جمله كتابهاي تان "پيام حجاب زن مسلمان " است كه خيلي هم معروف شد . آيا حتي اين كتاب هم اجازه چاپ پيدا نكرده؟اين يكي ديگر چرا؟

بله! براي اينكه اين كتاب حجاب را دستور نمي دهد بلكه به عنوان يك نماد از يك جامعه مطرح كرده است .من دراين كتاب حجاب را كاملا به شكل آزاديخواهانه اي ارائه كرده و اختيار را به فرد انسان داده بودم. اين كتاب هرگز در سالهاي پس از انقلاب چاپ نشد. ولي آن تنها كتابي نبود كه چاپ نشد . هفت- هشت جلد كتابي كه قبل از انقلاب نوشته بودم هم هرگز تجديد چاپ نشد .به ناچار من به نوشتن كتاب هاي درسي دانشگاهي اقدام كردم چون ديدم اگر كتاب هاي غير درسي بنويسم كه چاپ نمي شود پس حداقل در تاليفات دانشگاهي فعال باشم .چون من همواره از سوي جريان هاي واپس گرا به عنوان يك زن نوانديش كه مي توانسته ارمغان آزادي دروني را براي زنان داشته باشد مورد مخالفت قرار گرفته ام . هر آنچه اكنون هم با من مي كنند ادامه روند سابق است و فقط يك فاز انتخاباتي پيدا كرده و اصلا جديد نيست . من بيش از 30 سال است كه از سوي جريان هاي واپس گرا مورد تهمت ، اهانت ، فحاشي و بي احترامي قرار مي گيرم . اما براي من اقداماتشان اهميتي ندارد و همواره براي آزادي، اول از همه آزادي انسان از درون خودش و بعد براي آزادي هاي سياسي و اجتماعي فعاليت كرده و مي كنم.

در همه سي سال گذشته بارها شايعه هاي زيادي درباره زندگي شما و اقاي موسوي مطرح بوده است . از جمله شايعه جدائي شما از آقاي موسوي كه در ايام انتخابات نيز دوباره رواج يافت و هنوز هم رواج دارد و آخرين آن هم خبر خبرگزاري دولتي ايرنا بود.مي خواهم بدانم دليل اين شايعه سازي ها عليه شما چيست ؟

مساله اصلي جريان هاي واپس گرا اين است كه از نظر آنها حق من است كه هر گونه شايعه، توهين و سركوب را به من وارد كنند.پس به بهانه هاي مختلف وارد عرصه زندگي خصوصي و عمومي و انديشه من مي شوند.

كساني هم بارها از زندگي موفق و عاشقانه شما و آقاي موسوي سخن گفته اند. اگر اينطور است ،چطور زندگي خصوصي شما مورد حمله قرار مي گيرد ؟

شايعه سازان به اقتضا هم عمل مي كنند. البته شايعه اينكه من و موسوي جدا شده ايم در همه اين سي ساله انقلاب بوده است و به بهانه هاي مختلف و به اقتضائي آن را مطرح كرده اند. الان اقتضايش اين است كه چيزي شبيه به اين براي جناح خودشان پيش آمده و مي خواهند يك شبيه سازي بكنند. اما اصل موضوع اين نيست . آنها فكر مي كنند تهاجم خود را به رهنورد هم در عرصه عمومي و هم خصوصي انجام دهند .چون رهنورد را حتي شايسته نفس كشيدن هم نمي دانند . چون نفس كشيدن من هم به نظر آنها براي من زيادي است و البته به اين خاطر كه رهنورد و انديشه هايش را مخل افكار واپس گراي خود مي دانند.

ادبيات تهاجم آنها خصلت هاي خودشان را نشان مي دهد مثلا در شايعه اخير از واژه ضرب و شتم ! من توسط موسوي استفاده كردند كه نشان مي دهد اصلا ديالوگ و انديشه شان چه در عرصه خصوصي، عمومي و حتي سياسي خشونت گرا ست . اگر اكنون هم در عرصه سياسي جوانان و زنان را به خاطر آنكه راي شان را مي خواهند اين گونه سركوب مي كنند، به همين دليل است. آنها احتمالا در خانواده شان هم اين گونه بوده اند يعني در آنجا يا شاهد خشونت و يا خشونت افرين بوده اند وگرنه وارد اين ادبيات سخيف شدن و از واژه هائي مثل ضرب و شتم استفاده كردن كه متعلق به دوره دايناسورها و خشونت دايناسوري است نشان دهنده ساختار ذهني و روحي بيمار شان است.

پس از عنواني كه توسط فارين پاليسي به شما داه شد موج جديدي از تهاجم از سوي رسانه هاي حامي دولت عليه شما انجام شد. مثلا يك خبر گزاري نوشت كه اين عنوان به اين دليل به شما داده شده كه شما خط زنانه اغتشاشات را مي داديد و مي دهيد كه البته در كنار شما نام چند زن ديگر از جمله خانم ها شيرين عبادي و شيرين نشاط را هم آورده بودند .خط زنانه اغتشاشات يعني چه؟

من باز هم به سراغ همان ادبيات سخيف مي روم كه از واژه اغتشاش استفاده و سپس آن را زنانه و مردانه كرده اند . اولا فعاليت هاي اعتراضي مردم اغتشاش نبوده بلكه فعاليت آزادي خواهانه جنبش سبز بوده و اصلا جنسيتي نيست و فقط ارزشهاي ازادي خواهانه و دمكراتيك دارد و زناني هم كه آنها به آن اشاره كرده اند از جمله خانم عبادي و خانم نشاط زنان شاخصي هستند كه هر كدام در قلمرو خود مورد اعتمادند و من نيز براي شان احترام زيادي قائلم . در ضمن به هيچ عنوان فعاليت مردم ايران فعاليت جنسيتي نيست و تلاشي آزاديخواهانه است و زنانه و مردانه هم ندارد . مگر كت و شلوار است كه اين گونه تقسيم بندي مي كنند.

يادم هست كه آقاي كروبي در يكي از مناظره ها گفت كه خانم رهنورد همواره نام آورتر از آقاي موسوي بوده است .اين را البته كسان ديگري هم گفته اند . منشا اين اعتقاد كجاست ؟

من نمي خواهم بين من و موسوي تقابلي در اين رابطه باشد.

بالاخره شما از ايشان مشهورتر و شناخته شده تر بوده ايد يا نه؟

البته من مشهورتر از او بودم .علت اش هم آن بود كه فعاليتم بيشترفرهنگي بوده است و مي دانيد كه كسي كه قلم در دستش باشد خيلي بيشتر ديده مي شود. وقتي كه انقلاب شد من ده جلد كتاب نوشته بودم. كتابهاي من در زندانها خوانده مي شد. فعاليتهاي آقاي موسوي بيشتر زير زميني بود و به هر حال كسي كه قلم در دست دارد مشهورتر است . به خصوص كه زنان و جوانان به كتاب هاي من علاقه مند بودند وبا توجه به اينكه كشور ما كشوري جوان است طبيعي بود كه من شهرت بيشتري از موسوي پيدا كنم. اما به تدريج نظام مرد سالاري كه بر انديشه هاي جريان واپس گرا حاكم است سعي كرد با سركوب من ارزش هاي فرهنگي كار من را تضعيف كند كه البته موفق هم نشد . همه آنها موجب شد كه من نهايت كنش خودم را در فعاليت هاي انتخاباتي ايفا كنم.

چند بار گفته ايد كه از بي حجابي به حجاب رسيده ايد بعضي ها مي گويند حجاب و دينداري شما تحت تاثير همسرتان ،آقاي موسوي بوده است.واقعا اين طور است ؟

نه! يك انتخاب شجاعت مندانه از جانب خودم بوده است .يعني من به شناسائي اسلام و حجاب اقدام كردم و هنوز هم در آن زمان موسوي را نمي شناختم . من جريان اسلام گرايانه را بيشتر توسط شريعتي در حسينيه ارشاد شناختم .من به عنوان كسي كه سر به هر جمعي مي زد به آن جا هم پا گذاشتم . من در آن روزها به نمايشگاههاي نقاشي مي رفتم ،به كانون هاي روزنامه نگاري هم سر مي زدم و دربسياري از جلسه هاي فرهنگي – مذهبي هم شركت مي كردم . من دختري بودم تشنه حقيقت .پس با جرات به اين انتخاب دست زدم ولي هنوز هم معتقدم كه پوشش زن مسلمان بايد انتخاب خودش باشد و نه يك اجبار و دستور .من در اين باره فعاليت كردم و به همين دليل هم جلوي انتشار كتاب من گرفته شد.من اين موضوع را در آمريكا كنفرانس دادم در ايران كتابم زيرزميني چاپ شد اما بعد از انقلاب فيلم و زينكش را هم از بين بردند . اين كتاب به آزادي در پوشش و لباس و رنگ آن اشاره دارد اينكه شخص بايد از درون آزاد شده و به انتخاب رسيده باشد

ديدگاه آقاي موسوي هم درباره پوشش زنان همچون شما است ؟

آنچه گفتم نظر خودم است.

ولي در اين همه سال زندگي مشترك لابد در اين باره با آقاي موسوي صحبت كرده ايد و متوجه شده ايد كه ايشان با اين نظر شما موافق هستند يا نه ؟

در زندگي ما "گفتمان "يك امر رايج است .هركس نظر خودش را دارد ،البته حالا نسبت به هميشه با هم همفكرتر هستيم. من و موسوي درگفت و گو هايمان هيچ وقت به دنبال اين نيستيم كه همديگر را مجاب كنيم . من خودم محال است زير بار اين بروم كه كسي من را مجاب كند .تا خودم به حقيقتي نرسيده ام مجاب كسي نمي شوم . در نتيجه در گفت و گوهايم با موسوي در همه زمينه ها هرگز در جهت مجاب كردن يكديگر قدم بر نداشته ايم . ما فقط با يكديگر گام بر مي داريم و همواره از يكديگر حمايت هم مي كنيم اما يكديگر را مجاب نمي كنيم

وقتي آقاي موسوي شنيد كه شما از سوي مجله فارين پاليسي به عنوان سومين متفكر برتر جهان و همينطور مغز متفكر جنبش سبز انتخاب شده ايد ، چه واكنشي نشان داد ؟

موفقيتهاي من البته در اين سال ها خيلي زياد بوده است . يك روز نقاشي ام برنده مي شد، روز ديگر برنده خوارزمي ميشدم و روز ديگر فول پرفسوري ام را به دست مي آوردم . يك روز كتابم برگزيده مي شد .يعني آنقدراين موفقيت ها تكرار شده كه تقريبا براي خانواده من شنيدن اين خبرها عادي شده است . ولي هر اتفاق اين گونه در خانواده ما به بحث گذاشته مي شود ولي هيچ چيز هيچ كس را شوكه نمي كند .چون بچه ها به يك مادر پر جنجال وفحش خور عادت كرده اند . همسرم هم از وقتي با من ازدواج كرده دائم شاهد رويدادهاي مختلف در باره ام بوده است .ولي اين خبر هم در خانه ما موجب گفت و گو شد و زوايايش مورد بحث قرار گرفت.

آقاي موسوي جمله مشخصي در اين باره نگفت ؟

الان يادم نمي ايد. اما خارج از خانواده برخي تبريك گفتند و برخي گفتند بگو اين عنوان را نمي خواهم كه من جواب دادم چطور در جامعه مرد سالار هر گونه شاخص شدن زن قبيح است اما هر گونه شاخص شدن مرد طبيعي است. البته اينها را به جريان هاي واپس گرا كه به هر حال با هم ديالوگ داريم مي گفتم.

شما هنوز با اين جريان ها ديالوگ داريد؟يعني ارتباط تان قطع نشده است ؟

نه- چون به هر حال در خانواده و حتي در دانشگاه و بين همكاران البته به طور نادر اين نيروها وجود دارند و اگر بخواهند با آنها صحبت مي كنم و معتقدم هر كسي حق دارد حرف خودش را بزند. من به آزادي فكر علاقه مندم و به يك دست شدن جريان هاي فكري هم اعتقاد ندارم.

به نظر خودتان ناميده شدن شما از سوي اين مجله به عنوان نظريه پرداز جنبش سبز چقدر واقعيت دارد؟

در پيشينه زندگي فكري و ذهني من مي بينيد كه تحقيق و تئوري پردازي شيوه زندگي هنري ،علمي و سياسي من بوده كه متكي به مطالعات چند بعدي در قلمرو انديشه هاي سياسي –ادبي و هنري زنان متفكر ايران و جهان و همينطور نظريه پردازان اسلام و قرآن كريم بوده است .مي توانم بگويم از همان زماني كه سواد خواندن پيدا كردم مطالعه را ابتدا در زير زمين قديمي خانه مادر بزرگ كه انبان روزنامه ها و كتابهاي قديمي بود شروع كردم .البته از آن فضاي نمور و تاريك خيلي مي ترسيدم اما در عين حال جاذبه خواندن و فكر كردن برترسم غلبه مي كرد.بعدها در كتابخانه كوچك پدري ام و سپس دايي هايم انواع و اقسام كتابها را مطالعه مي كردم تا اينكه خودم ياد گرفتم كتاب بخرم و بخوانم و همه را هم نقد كنم .يادم نمي ايد هرگز خودم را به اساني تسليم نظريه اي كرده باشم و نظريه اي را بدون نقد و بررسي قبول كرده باشم . در چنين فضاي نقد و بررسي نظريه پردازي هاي چند بعدي داشته ام كه برخي اعلام شده و برخي نيز در حال تدوين است

در چه حوزه ها و موضوع هايي ؟

بخشي به مسائل زنان و جوانان اختصاص دارد و بخشي به دمكراسي و آزادي در شرايط خاص ،بومي و جهاني .

مردم ايران در اين مدت شعارهاي متعدد و متنوعي چه قبل از انتخابات و چه بعد از ان ساختند يكي اش اين بود:" موسوي، رهنورد تساوي مرد و زن" شما وقتي اين شعار را مي شنيديد دچار چه احساسي مي شديد ؟

اول به اين فكر مي افتادم كه چه تعهد عظيمي اين جمله در انسان ايجاد مي كند و بر خودم مي لرزيدم و مي گفتم ببين در اين شعار چه آرزوهائي نهفته است. چقدر زنان ما سركوب شده اند كه امروز يك زن و شوهر را كه به طور طبيعي در كنار هم قرار گرفته اند نماد تساوي مي بينند . در حالي كه ارتباط من و موسوي يك همدلي كاملا عادي يك زن و شوهر است . اين شعار نشان دهنده واقعيت بسيار تلخي بود. آرزويي كه از يك صحنه نمادين به دست مي امد كه من و همسرم دست در دست هم گام بر مي داشتيم . پس در درجه اول تعهد من را در برابر اين شعار بر مي انگيخت و بعد واقعا متاثر مي شدم كه چرا بايد زنان ما آنقدر آرزمند يك زوجيت لطيف و شاعرانه اي كه اشاره به مساوات و برابري دارد باشند . اين نشان دهنده آن است كه در جامعه ما در همه اين سالها نسبت به زنان بسيار بد عمل شده است .

بخشي از گزارش فارين پاليسي به خدمات شما در شوراي عالي انقلاب فرهنگي اشاره مي كند .موضوع از چه قرار است؟

من در سال 67 نماينده وزارت علوم در شوراي اجتماعي و فرهنگي زنان شدم .در آنجا براي اولين بار يك شوك بزرگ به من وارد شد، اينكه در هر زمينه اي زنان براي ورود به دانشگاه مانع دارند يعني همان سهميه .درآنجا تلاش كردم كه اين موضوع را حل كنم. تلاش خود را در دو زمينه گذاشتم: اول اينكه مساوات حضور زن مرد در دانشگاه برقرار شود كه حاصل آن اين شده كه امروز 70 درصد ورودي هاي ما به دانشگاه ها را زنان تشكيل مي دهند .در حاليكه در ان زمان در رشته هاي مختلف به شدت سهميه بندي وجود داشت .تلاشم اين بود كه سهميه ها برداشته شود و برداشته شد و فقط در رشته معدن سهميه بندي باقي ماند.ادارات ما هم كاملا مردانه بودند بنابر اين وجود يك مشاور زن را در كنار هر واحدي پيشنها د دادم كه اين هم ثبت شد .شايد يكي از دلايل تهاجمي كه از همان سال تجربه كردم همين دو اقدامم بوده باشد.

اين اقدامات خيلي سخت و كشنده بود. تصور كنيد دانشگاههائي كه پر از سهميه بودند. ناگهان سهميه شان برداشته مي شود ومدام بر تعداد حضور زنان در دانشگاهها افزوده مي شود

در گزارش اين مجله به نقش شما به عنوان موتور محركه جنبش زنان نيز اشاره شده است. با توجه به اينكه جنبش زنان ايران در اين سالها توجه جهان را به خود جلب كرده شما خودتان چگونه نگرشي به جنبش زنان ايران داريد و نقش خودتان را در آن چطورمي بينيد ؟

جنبش زنان ايران مراحل مختلفي را پشت سر گذاشته اگر از زنان مشروطه خواه شروع كنيم تا الان فازهاي مختلفي را پشت سر گذاشته است . در زمان مشروطه بيشتر نقش زنان همان تحقق مشروطيت بود تا مطالبات حقوقي و خاص زنان. ولي بعد از ان مرحله وارد مراحل ديگر شد . مطالباتي مثل حق تحصيل مساوي ، حقوق و قوانين برابر زن و مرد و غير از حقوق، فاز حيثيتي كه همه آنها را در بر مي گيرد. اينكه حيثيت والاي زن در جامعه ارج گذاشته شود و بر اساس قابليت هاي ذهني و فكري او اين موقعيت هاي اجتماعي ايجاد شود كه در مرحله اخر اين مقوله حيثيت خواهي با مطالبات ديگر مثل اشغال مديريت ها توسط زنان ، اشتغال برابر و مبارزه ها براي رفع تبعيض هاي قانوني - حقوقي همراه است . در اين سالهاي اخير اين جنبش وارد حالت خاص خودش هم شده است چون در اين سي سال حيثيت زنان به شدت مخدوش شده حتي با با شعارهايي كه مثلا تعريف از زنان بوده است.

مثلا چه شعارهائي ؟

شعارهاي تعريفي كه بهتراست وارد مصداق ها وجزئياتش نشوم .چون ممكن است ابعاد ديگر هم بيابد ولي اين شعارها حالت حيثيث زدايانه از زنان داشت تا حيثيت آفرين . البته پايمال شدن حقوق زنان در عرصه خانواده ، همسري و مادري و چه در عرصه عمومي هم بود كه زنان پس زده شدند .البته من معتقدم كه زن و مرد دو بال پروازند جمله اي كه 30 سال است مي گويم و هيچ پروازي با يك بال شكسته امكان پذير نخواهد بود .

ايا ممكن است در پاسخي كوتاه تعريف خود را از جنبش سبز بگوييد؟

من فكر مي كنم انقلاب اسلامي با جنبش سبز فاز جديدي را تجربه كرد كه مطالبه آزادي هاست . در عرض اين سي سال در اين باره كوتاهي كرديم.گروهي از مردم ما توجه لازم را به آن نداشتند ، مسوولان هم همينطور. اما اين انتخابات و تقلبي كه در آن انجام شد در واقع كاري كرد كه موضوع راي براي مردم يك مساله ثانوي شده و مساله اصلي آنها اكنون مطالبه آزادي ها است . من فكر مي كنم يك حلقه مفقوده اي در اين سالها وجود داشت كه خود را نشان داد . موضوعي كه تا به ياد دارم آرمان من بوده و همواره دنبالش مي كنم

شما و آقاي موسوي چند ساعت در روز يكديگر را ميبينيد و با هم صحبت مي كنيد ؟

تفاوت مي كند. گاهي آن قدر مشغول كاريم كه خيلي زياد همديگر رانمي بينيم ولي معمولا و به طور متوسط روزي سه چهار ساعت را با هم مي گذرانيم و درباره همه چيز صحبت مي كنيم

بيشتر درباره چه صحبت مي كنيد ؟

از سياست تا هنر از اقتصاد تا بچه ها و درس ها و خانواده هايشان .

حتي در چنين روزهائي هم از هنر صحبت مي كنيد ؟

چرا صحبت نكنيم؟ من الان تابلوئي را درباره ندا آقا سلطان شروع كردم به نام ندا . البته من در نقاشي و مجسمه سازي سياسي كار نيستم و به ارزش هنر معتقدم ولي الان ندا لحظه اي از جلوي چشمم نمي رود و نمي توانم به او فكر نكنم .ضمن اينكه هنر را از پروسه هاي اجتماعي دور نمي بينم ولي الان ندا بر تاريخ تصوير سازي ذهني من مي درخشد و تا آن را تمام نكنم آرام نمي گيرم .

آقاي موسوي درباره مواضع و فعاليت ها و بيانيه هايشان هم با شما مشورت مي كند ؟

اصلا تا اين لحظه هرگز ما زندگي بدون مشورت نداشته ايم و هر دو با هم مشورت مي كنيم اما فقط در كارهاي هنري ام خيلي دوست ندارم ايشان به من مشورت بدهند .

شما چطور ؟همين كار را درباره آثار هنري ايشان مي كنيد ؟

من هم سعي مي كنم اين گونه رفتار كنم .چون اين نكته مهمي است كه يك اثر هنري محصول تكاپوي شديد رواني انسان است و فكر نمي كنم هيچ كس بخواهد در اين زمينه كسي را شريك كند. مگر انكه كار انجام شده باشد . مقوله هاي فكري هم تا در ذهنم پخته نشود به مشورت درباره آن دست نمي زنم چون هر چيزي بايد ساختار پيدا كند. درباره موسوي هم اين كار را مي كنم و تا ساختار انديشه اي و تئوريكش حاصل نشده باشد به آن موضوع نزديك نمي شوم .اين روش متدولوژيك من است .

جنبش سبز ارتباط شما رابا يكديگر بيشتر كرده يا كمتر ؟به نظر مي رسد مشغله ها و گرفتاري هاي آقاي موسوي افزايش يافته است؟

جنبش سبز همه ما را به خود مشغول كرده ، جنبش سبز در اين روزها همه زندگي ماست. جنبش سبز تبلور همه آرمانهاي مغفول ما در طي اين سي سال و حتي طي يك صد سال بين مشروطه و انقلاب اسلامي است .من و موسوي با جنبش سبز نفس مي كشيم ، فكرمي كنيم و با آن زندگي مي كنيم.جنبش سبز تازه به دوران رسيده نيست .به واژه سبز نگاه كنيد .سبز تبلور بسياري از ارمانهاي زيباي مردم ماست ،چه در زندگي مادي و چه در زندگي معنوي ،حتي فيلم و ادبيات و هنر ،مثل خانه سبز ،حضور سبز ،قدم سبز تا امروز كه به واژگان تركيبي جنبش سبز رسيده ايم.سبز اهل بيت هم كه جاي خود را دارد.

bamdadan1979 - ايران - ايران
اگر ما مبارزه مي كنيم براي دموكراسي و برچيدن ديكتاتوريست . جنايتهاي شمارا هم مد نظر داريم صبور باشيد به محض پيروزي شما زن و شوهر را همانطور كه در زمان خودتان پوستمان را كنديد ماهم .... آره . زنده باد دموكراسي نابود باد ديكتاتوري
شنبه 5 دي 1388

elina_genecloning_2020 - استراليا - سيدني
زنده باد جنبش سبز ايران
شنبه 5 دي 1388

raha1984 - المان - هامبورگ
من نمي دونم تو اون خورجينش چه چيزي داره كه حتي چند وقت پيش يكسري عكس با موسوي تو خونشون گرفته بودن تو خونه هم رو شونش بود.
شنبه 5 دي 1388

kaveh52 - ایران - تهران
خانم رهنورد و آقای موسوی تا اینجاش که خوب اومدید با مردم . امیدوارم در آینده جا نمونید . قطار جنبش سبز آزادی به راهش ادامه میده جا نمونیددددددد
شنبه 5 دي 1388

amin_22_NY_already fr teh - ایالات متحده - منهتن
شرط میبندم چادری نیس.همش دروغ.همش له کردن همدیگه.چرا؟؟
شنبه 5 دي 1388

mr. fair - انگلستان - منچستر
واقعا من اون روز که بو سایت خوندم سومین متفکر جهان شده فکر کردم یه انتخاب سیاسی بوده ولی حالا که این مصاحبه رو خوندم نظرم عوض شد علی الخصوص نظرش درباره حجاب و این که قبل از انقلاب بی حجاب بوده. ولی خودمونیم موسویم دختر باز قهاری بوده وا لول
شنبه 5 دي 1388

amin_22_NY_already fr teh - ایالات متحده - منهتن
روشنفکرو خوب اومدی.این همون زنه روشنفکره که بدون کنکور وارد دانشگاه شده بود.فقط همین.
شنبه 5 دي 1388

kamran1011 - ا - ا
بامدادان . باز شما رو جو گرفت ؟ فک کردی ما ميزاريم جمهوری اسلامی ها يا شاهيها يا . دست به اينا بزنند ؟فک ميکنی امثال شما رو بهشون اجازه ميديم که نزديک اين دو عزيز بشند ؟ جرات داری اون لحظه فکرش رو بکن. امان از اينهمه نفرت و تحجر که مختص جمهوری اسلامی نيست ، و آدم های احمق از هر قشر و نسلی هستند.
شنبه 5 دي 1388

bache mahal - بلژيك - گنت
خيلي خوبه ققط روسري را يه كارش بكن ما همه رنگ حجاب ديديم الا گل گلي.ميترسم از هرچي حجابه.كي فكرشو ميكرد جاي شهبانو اين بگيره.
شنبه 5 دي 1388

azadandish - هند - پونا
من طرفدار موسوي هستم ولي زنش به نظر خيلي منم منم ميكنه
شنبه 5 دي 1388

m uk - انگليس - منچستر
از دوستان در منچستر خواهش مكننم روز عاشورا مقابل انجمن اسلامي تجمع كنيم تا ايراني ها در داخل بدانند تنها نيستن ساعت 12 روز يك شنبه 27 12 209
شنبه 5 دي 1388

یک هموطن - کانادا - تورنتو
بامدادان ، شما که طرفدار دموکراسی هستی چرا از انتقام حرف می زنی؟ نکنه قراره ما هم اشتباهات نسل انقلاب را تکرار کنیم. همون کشتارها و اعدام ها !! این کجاش دموکراسی هست ؟! من طرفدار هیچ جناح خاصی نیستم ولی به نظر من ما به وجود همه انسانهای فهمیده و روشنفکر احتیاج داریم . حالا از هر جناح یا دسته ای که باشند فرقی نمی کنه.
يكشنبه 6 دي 1388

delsooze-mardom - ايران - قم
خانم رهنورد........بتو از همنامت اينگونه خطاب است...ارزنده ترين زينت زن حفظ حجاب است
يكشنبه 6 دي 1388

samansadeghi - ایران - تهران
من که میگم احمق تر زن خودشه شما چی ؟
يكشنبه 6 دي 1388

nightingale - ایران - تهران
چه قدر هم كه اين عنوان ها معتبره. خودشم باورش شده روشنفكره. ايشون تازه به دوران رسيده هستن. همين.
يكشنبه 6 دي 1388

pesareironi - ايران - ايران
جالبايعني حرفهاي مهم تري جزحجاب توحرفهاي زهرارهنورد گيرنيومد...... به قول كاوه52 تاالان كه خوب راه اومدند.خداكنه ازاين به بعدهم اينطور باشه. ازقطارسبزهاپياده نشيدكه غيراز ان باتلاقي بيش درانتظارتان نيست..
يكشنبه 6 دي 1388

i.am.the.world - لوگزامبورگ - اش
بـــــــــــزودي احتمال ديدن موسوي در ماه زياد است!!! اطلاع رساني كنيد!!! بله! اطلاع رساني! عجب جمله ايي!! شادباشيد.
يكشنبه 6 دي 1388

Sonia236 - امریکا - نیو یورک
bamdadan1979 - ايران - ايران. شما این آرزو را به گور خواهی برد! جرات داری بیا تو خیابون جلوی مردم سبز این جملات رو بگو تا یک کتک مفصل نوش جان کنی ! البته اگر جنایتی کرده بودند آری، ولی چون تا به حال نکرده اند و تنها جرمشان مثل شما فکر نکردن است دوباره برای اینکه خوب بهت بچسبه میگم که این آرزو رو دو دستی به گور خواهی برد!
يكشنبه 6 دي 1388

dkdk - دانمارك - اسليس
تنها يك سئوال دارم زهرا جان تو و موسوي قبل از جنبش سبز با چي و كي نفس ميكشيديد؟بي احترامي نكردم تنها سئوال كردم.در اين مدت 30 سال ظلم زندان شكنجه جنايت فساد فحشا فقر تجاوز و اعدام چطوري بيصدا و بدونه اعتراض نفس ميكشيديد؟جدا چطوري؟نميدونيم دم خروس را قبول كنيم يا قسم حضرت عباس را؟بالاخره مردم فهيمند از 4 تا نابخرد كه بگذريم بقيه شعورشان بالاست.لطفا با حرفهاي احمقانه به شعور مردم توهين نكنيد.درازگوش شمائيد نه مردم.
يكشنبه 6 دي 1388

azadmard - ايران - تهران
Sonia236 - امریکا - نیو یورک تو كه چند روز پيش كامنت دادي هر كسي در نظرش ازاد است حتي طرفداران خميني حالا رجز تنبيه كردن bamdadan1979 - ايران - ايران را ميخواني چون موسوي را در جنايات 30 ساله نظام شريك ميداند؟ تو كه در ان كامنتت گفتي ٪60 طرفدار موسوي هستي اگر 100٪ بودي چه خوني به پا ميكردي؟ حتما سراغ dkdk - دانمارك - اسليس هم برو و او را هم تهديد كن...حالا ديدي كه از كوزه همان طراود كه در اوست؟
يكشنبه 6 دي 1388

kamran1011 - ا ا - ا ا
دکدک . اگه شما با افکار شاهنشاهی و راديکال ميخواهی به اينها الکی ايراد بگيری ، بحش جداس بگير ، ولی به حرف زدن ايشون نميتونی بگيری ، به يه دروغ ديگه بند کن ، تا الان که موسوی رو آدم کش ، دزد و .. کردين ، حالا چرت پرت های ديگه بگين شايد نتيجه بگيريد ، بهتر از جمهوری اسلامی که نيستين شما .
يكشنبه 6 دي 1388

bluestar - ایران - تهران
bamdadan1979 - تو انقدر ترسویی که جرات نداری اسم شهر خودت رو ببری. پس حرف گنده تر از شخصیتت نزن کوتوله.
يكشنبه 6 دي 1388

dannni - سوئد - استكهلم
bamdadan1979 - ايران - ايران// لاقل اينها با اينكار كاري كردن مردم تمام اشتباهات گذشتشون ببخشن تو وامثالت زير پتو قايم شدين وجرعت نداريد بيان بيرون ساكت باشيد
يكشنبه 6 دي 1388

IranBozorgMehr - ایران - اهواز
Sonia236 - امریکا - نیو یورک تند نرو این رو بخون شاید .. از هم میهن گرامی dkdk - دانمارک - اسلیس. تنها یک سئوال دارم زهرا جان تو و موسوی قبل از جنبش سبز با چی و کی نفس میکشیدید؟بی احترامی نکردم تنها سئوال کردم.در این مدت 30 سال ظلم زندان شکنجه جنایت فساد فحشا فقر تجاوز و اعدام چطوری بیصدا و بدونه اعتراض نفس میکشیدید؟جدا چطوری؟نمیدونیم دم خروس را قبول کنیم یا قسم حضرت عباس را؟بالاخره مردم فهیمند از 4 تا نابخرد که بگذریم بقیه شعورشان بالاست.لطفا با حرفهای مردم توهین نکنید. شمائید نه مردم.
يكشنبه 6 دي 1388

ARTEMIS-SW - سوئد - مالمو
kamran1011 - ا - ا . ..ما...ما....نکن شما که هستید که دستور می دهید باز ابجی زینب ها و بسیجی های رنگ عوض کرده به سبز ریختند در سایت...مرگ بر اسلامتان که ایرانی را سیه روز کرد
يكشنبه 6 دي 1388

bamdadan1979 - ايران - ايران
تمامي كساني كه كامنت گذاشتن و من و دوستانمان را زير سوال بردند ازشان سوالي دارم؟؟25 رسال پيش زماني كه ما براي دموكراسي مبارزه ميكرديم و فقط حاميمان بني صدر بود شما ها كجا بوديد؟؟؟؟؟همين آقاي موسوي كه نخست وزير شد و امثال مارا در زندانهايش كتك ميزد آيا شما بوديد؟؟؟اگر من و دوستانم درباره آزادي و دموكراسي شعار ميديم مدرك داريم .یک هموطن - کانادا - تورنتو دوست عزيز سخنان شما كاملا درست است ولي آنهايي كه فقط در اين سايت كامنت ميگذارند تحمل يك ذره از كتك هايي كه ما در زندان خورديم را ندارند . حرف منطق ميزنيم و مي گوييم در زمان قدرت اگر مرد مي بودي و انسانيت داشتين مهم است والا ..... همگي موفق باشيد به اميد پيروزي
يكشنبه 6 دي 1388

bamdadan1979 - ايران - ايران
azadmard - ايران - تهران دوست عزيز من تاحالا كي از 60٪ و 100٪ بحث كردم ببين كامنت من را با كس ديگه اي عوضي گرفتي . شما ها برويد بچسبيد به اين آخوندهاي شيپيشو و اين مير ميركها شايد گشايشي براتون حاصل بشه آن زمان قدر بازرگان و بني صدر را ندونستيد چسبيدين به اين آيت الله ها نوه نتيجه هاشون ديديد كه چيزي گيرتون نيومد . الان هم دير نيست مرگ بر ديكتاتوري
يكشنبه 6 دي 1388

azadmard - ايران - تهران
bamdadan1979 - ايران - ايران من روي صحبتم با سونيا236 بود كه شما را به گور رفتن تهديد كرده بود و مدعي 60 در صدي موسوي نيز هست. من به نظر شما احترام ميگزارم.
دوشنبه 7 دي 1388

abiabi - انگلستان - لندن
زن خوب فهميدي پارسا . كند مرد درويش را پادشاه . اين خانوم واقعا ثابت كرده كه خانم باسوادي هست . درود به اين بانوي باشرف آريائي . درود بر آقايان موسوي و كروبي . زنده باد جنبش مردمي سبز . مرگ بر خامنه اي جلاد . مرگ بر لباس شخصيهاي حرامزاده .
دوشنبه 7 دي 1388

vahid22 - آلمان - هامبورگ
روشنفكر؟؟روشنكر مسلمان؟؟جك نگو!اگه تو روشنفكري بخاط اينكه روسريت گل منگوليه يا شلوارت جينه!پس واي به حال مردمي كه تو روشنفكرش باشي!
سه‌شنبه 8 دي 1388




تحصیل در انگلستان
پذیرش از کالج و دانشگاه های انگلستان
www.UkStudyToday.com
دوره های آیلتس و تافل در انگلستان
دوره های فشرده و طولانی مدت
www.UkStudyToday.com
مشاوره تخصصی تحصیل در انگلستان
تلفن تهران : 88 900 220 داخلی 760
www.UkStudyToday.com
طراحی حرفه ای وب سایت
وب سایتهای تجاری,خبری,شخصی
www.RoyalWebDesigners.com
محل نمایش آگهی شما
20 میلیون بار نمایش ماهیانه
www.IranianUK.com/feedback.php
تبلیغ رایگان کسب وکار خود؟
آگهی رایگان
www.Iranian118.com

 












ديگر مطالب اين بخش
  n  معروفترين جاسوسان زن جهان : از ارتباط با اينشتن تا سرقت اطلاعات بمب اتم
  n  همه چيز در مورد PMS يا سندرم قبل از قاعدگي
  n  رابين هود زنانه در هند
  n  شوراي شهر جنوا در ايتاليا يكي از ميادين اصلي شهر را به نام زن تهراني نامگذاري كردند
  n  تلاش گروهي از زنان عرب در رفع تبعيض از زنان در نظام قضايي منطقه + ويديو
  n  قسمتي از خاطرات كارمن ، زن ايراني خانواده بن لادن
  n  سوريه پوشيدن رو بنده در دانشگاه را ممنوع كرد
  n  زنان و كفش هاي پاشنه بلند
  n  مصاحبه با زن نجات يافته از سنگسار : شلاق خوردم، تا پاي مرگ رفتم، ولي تبرئه شدم
  n  قاچاق زنان به چين
  n  قوانين مربوط به پوشش اسلامي در كشورهاي اروپايي
  n  طرح انتخاب همسر دانش‌آموزان دختر دوره پيش‌دانشگاهي تصويب شد
  n  بخت بد دختران معتاد
  n  زنان ايراني 10سال زودتر به سرطان سينه مبتلا مي‌شوند
  n  آزمايشي براي تعيين سن يائسگي زنان، در ايران كشف شد
  n  اولين نخست وزير زن استراليا و تغييرات عميق اجتماعي
  n  چگونگي كنترل قاعدگي دردناك
  n  برگ جريمه بانوان بدحجاب (عكسي كه تكذيب شد)
  n  62 هزار زن در استان قم به خاطر بدحجابي تذكر گرفتند
  n  سرطان گردن رحم، دومين علت مرگ زنان در دنيا
  n  به همت يك بانوي نيكوكار ايراني بيمارستان تخصصي نوزادان و مادران در شيراز راه اندازي مي شود
  n  زني در زندان تبريز در آستانه سنگسار شدن است
  n  درخواست احمدي نژاد از راننده شخصي اش هنگام حضور سرنشين زن در اتومبيل
  n  ارتباط مصرف زياد گوشت با قاعدگي زود‌هنگام
  n  دختري با درجه سپهبدي جانشين پدر مي شود
  n  اين سرطان، قاتل خاموش است
  n  براي مادرم كه آمريكايي نيست!
  n  فرزندان زندانى؛ مادران آمريكايى، مادران ايراني + فايل صوتي
  n  افزايش مصرف دخانيات ميان زنان ايراني
  n  استعفاي اعتراض آميز پنج گوينده زن الجزيره
  n  افتتاح سايت مطالبات زن از غرب با امضاي همسر احمدي نژاد
  n  چرا بايد در مورد علائم سرطان سينه بدانيم؟
  n  گسترش اعتياد به شيشه براي لاغري در ميان زنان ايراني
  n  بعد از 4 سال تحقيق چادر جلابيب با 14 ويژگي براي زنان طراحي شد
  n  تجاوز؛ زنگ پايان زندگي زنان كنگو
  n  زندان و شلاق براي شادي صدر و محبوبه عباسقلي زاده
  n  تركيب حجاب اسلامي با جديدترين مد
  n  تعجب ميشل اوباما از راحتي همسر ساركوزي در صحبت از روابط زناشويي
  n  رابطه حنا با سرطان خون در زنان اماراتي
  n  تشكيل پليس زن در دولت منتخب حماس
  n  نامه اي از شيرين علم هولي، زنداني محكوم به اعدام : من گروگانم
  n  موفقيت زنان آسيايي تبار در انتخابات بريتانيا
  n  زنان پارلمان بريتانيا و زنان مجلس ايران + فايل صوتي
  n  نهاد رياست جمهوري: حجاب يك امر شخصي است
  n  طرح حجاب ناشي از نگاه اجباري دولت است
  n  ازدواج براي همه عمر يا تنها براي يك تابستان
  n  ايران كرسي مقام زن را در اختيار گرفت؛ كانادا اعتراض كرد
  n  كلاه به جاي مقنعه براي دختران فوتباليست ايراني
  n  ممنوعيت برقع در بلژيك: رهايي از زندان سيار
  n  يك زن ترك مسلمان در آلمان وزير شد
  n  ديدار حاميان مادران عزادار با خانواده اسانلو
  n  احمد شاه مسعود، به روايت همسرش
  n  جزئيات طرح عفاف و حجاب وارد كتاب‌هاي درسي مي‌شود و آموزش 50 هزار مربي ترويج عفاف در بسيج
  n  همسر احمدي نژاد: غربي ها با سوء استفاده از سازمان ملل مي خواهند ارتباطات نامشروع را ترويج دهند
  n  اعتراض به تلاش ايران براي حضور در نهاد زنان سازمان ملل
  n  زنان پناه‌جوي ايراني در تركيه + فايل صوتي
  n  دولتي كه جامعه را بي‌اخلاق مي‌داند
  n  حركت انقلابي با كت و شلوار زنانه
  n  7 اشتباه زنان درباره سرطان سينه
  n  زن برهنه ايي كه براي مردم كشورش نجيب ترين بانوي زمان خودش شناخته شد
  n  نوانديشان ديني تفسيري جديد از حقوق زنان ارايه مي دهند
  n  نگاه به زنان به عنوان ابژه جنسي
  n  تكلمه تلخ بهاره از تجاوز، آقاي خامنه اي پسران تو به من تجاوز كرده اند
  n  زنان ايراني هفتمين مصرف‌كننده لوازم آرايش درجهان
  n  عروس ۱۳ ساله در يمن درگذشت
  n  صدور مجوز حضور بانوان ايراني با حجاب اسلامي در مسابقات بين‌المللي كاراته
  n  كشف حجاب در ورزش بانوان ايران
  n  طراحي لباس جديد اسلامي براي تيم حذف شده فوتبال زنان ايران
  n  شايع ترين علائم سرطان پستان
  n  بررسي كتاب عروسك‌هاي جان‌دار: بازگشت زن‌ستيزي
  n  8 تستي كه خانم ها بايد انجام بدهند تا هميشه سالم بمانند
  n  تجاوز جنسي و فيزيكي دانشجويان دختر در بريتانيا
  n  شاعره سعودي تهديد به مرگ شد
  n  در 9 سالگي ازدواج كردم و در 10 سالگي طلاق گرفتم
  n  شلاق و زندان براي يك زن عربستاني به علت شكايت از مقامات دولتي
  n  قرص ضد بارداري، عمر زنان را طولاني مي‌كند
  n  سايت تغيير براي برابري برنده جايزه شهروند اينترنتي شد
  n  نخستين سفير زن در عربستان سعودي
  n  ملاقات با پدر پس از ۹ ماه اسارت؛ دلنوشته اي از همسر تاج زاده
  n  ديدار مادران عزادار با مادر ندا در آستانه روز جهاني زن
  n  شادي صدر جايزه بين المللي شجاعت زنان خود را به شيوا نظرآهاري تقديم كرد
  n  اعتراض فرانسه به جلوگيري از خروج سيمين بهبهاني از ايران
  n  هشدار احمد خاتمي درباره مسامحه اصولگرايان با بدحجابي
  n  ممنوع‌الخروج‌شدن سيمين بهبهاني در روز جهاني زن
  n  ازدواج زودهنگام و مصرف موادمخدر و الكلي از عوامل اصلي ابتلا به سرطان دهانه رحم هستند
  n  دفاع همسر مهدوي كني از تفكيك جنسيتي: دختر و پسر كنار هم باشند ميل شان به ازدواج كم مي شود
  n  پيام زهرا رهنورد به مناسبت روز جهاني زن : كجاي تاريخ سرزمين ما بدون زن ايراني در اوج است؟
  n  ماموگرافي به چه دردي مي ‌خورد؟
  n  روسپيگري زير ذره بين : روسپيان در ايران چگونه‌اند؟
  n  شادي صدر برنده جايزه ويژه زنان دولت آمريكا
  n  پنهان كاري و گسترش معضل زنان روسپي
  n  خودسوزي زنان، آئيني براي احقاق حقوق
  n  عربستان حضور وكلاي زن در دادگاه ها را بررسي مي كند
  n  آزمايش هاي معمول در بارداري
  n  سندروم تخمدان پلي كيستيك
  n  ورزشكار باردار در المپيك زمستاني كانادا
  n  نرگس كلهر: بگذاريد در خيابان راحت راه برويم
  n  چرا پرچم كاروان‌هاي ورزشي ايران را به زنان مي سپارند
  n  مرجان كلهر , اولين زن ايراني در المپيك زمستاني
  n  ختنه‌ي دختران؛ خشن‌ترين راه كنترل زنانگي


  HTML CODE:




بخشهاي ديگر سايت



 
امكانات سايت
  عضويت در خبرنامه
:Email
بخشهاي مختلف سايت :
  تعداد بازديدكنندگان
230410080
 

   Copyright 2006 - 2010 © IranianUK.com , All rights reserved.   





دوره های کوتاه مدت و بلند مدت زبان انگلیسی در مالزی




محل نمايش آگهي شما
محل نمايش آگهي شما
محل نمايش آگهي شما




اين سايت هيچگونه مسئوليتي را در قبال
آگهي ها نمي پذيرد.



محل نمايش آگهي شما



محل نمايش آگهي شما
محل نمايش آگهي شما

محل نمايش آگهي شما

محل نمايش آگهي شما




اين سايت هيچگونه مسئوليتي را در قبال
آگهي ها نمي پذيرد.